على زمانى قمشه اى
432
هيئت و نجوم اسلامى ( فارسي )
گاهشمارى شمسى استفاده مىكردهاند . گزارش غياث الدّين على يزدى دربارهء نوروز 801 قمرى ، كه تبديل تاريخ نيز موقعيت آن را تأييد مىكند ، به خوبى بيانكنندهء آن است كه در اين زمان گونهاى گاهشمارى شمسى مورد توجه عدهاى از نويسندگان بوده است . تاريخهايى كه جلال الدّين محمد منجم يزدى در اواخر قرن دهم تا اوايل قرن يازدهم هجرى ذكر كرده نيز عنايت به چنين گاهشمارى شمسى را تأييد مىكند . نوشتههاى اسكندر بيگ منشى نيز - كه بهطور مثال به ذكر لحظهء ورود خورشيد به برجهاى مختلف فلكى ، از جمله صورت فلكى حمل ( مقارن اعتدال بهارى ) ، پرداخته است مؤيد همين نكته است . در اين ميان ، تقريبا نيمى از كتاب اسكندر بيگ منشى كه اختصاص به شرح دورهء حكومت شاهعباس اوّل صفوى ( 996 - 1038 ) دارد ، براساس نوعى گاهشمارى شمسى ، با اركان گاهشمارى جلالى ولى با مبدأ جلوس شاهعباس بر تخت سلطنت ، نوشته شده است . اسكندر منشى در دفاع از مبدأ ابداعى خويش ، از كسانى كه در قيد كردن تاريخهاى مهم تنها به ذكر تاريخ قمرى اكتفا مىكردهاند ، انتقاد كرده است . از قرن يازدهم هجرى قمرى تا زمان رسميت يافتن گاهشمارى هجرى شمسى ، مهمترين رخداد گاهشمارى رسميت يافتن سال شمسى به عنوان دورهء زمانى قانونى براى محاسبات مالى كشور بود كه همزمان با تصويب قانون محاسبات عمومى كشور در 21 صفر 1329 هجرى قمرى ( اوّل فروردين 1290 هجرى شمسى ) ، در دومين دورهء مجلس شوراى ملى تصويب شد . براساس اين قانون ، سال و ماه شمسى ( بروج دوازدهگانه ) دورهء زمانى محاسبهء بودجهء عمومى كشور شد . به هنگام بحث دربارهء تصويب اين بخش از قانون محاسبات عمومى كشور ، بحثهاى گوناگونى دربارهء طول مدت ماههاى شمسى ( بروج ) و اسامى ماهها مطرح گرديد .