على زمانى قمشه اى

42

هيئت و نجوم اسلامى ( فارسي )

اين حقيقت كه هر دو آنها در جهتى مشابه ، از جداول بطلميوسى منحرف شدند . در 1966 هنگامى كه كندى نتايج بدست آمده تا آن تاريخ را خلاصه مىكرد ، اصطلاح « مكتب مراغه » را ابداع كرد و مدل دو نفر ديگر از اعضا اين مكتب ، نصير الدّين طوسى و قطب الدّين شيرازى را شناسايى كرد . بعدها اين نكته نشان داده شد كه مدل شيرازى براى كواكب فوقانى ، آن‌چنان‌كه در مقاله كندى شرح داده شده بود ، در حقيقت توسط مؤيّد الدّين عرضى ، سومين عضو مكتب مراغه تدوين شده بود . از آن زمان به بعد ، تصحيح انتقادى از اثر عرضى همراه با برگردان انگليسى و تفسيرى بر تمام متن توسط نگارنده بر چاپ آماده شد و اينك زير چاپ است . به عنوان دستاورد اين پژوهش‌ها ، آثارى كه از اخترشناسان مكتب مراغه مورد تحليل قرار گرفته‌اند ، عبارتند از : 1 ) نهاية ابن شاطر ، به عنوان منبع اصلى ، و از طريق اين كتاب تمام مدل‌هاى اخترشناسى ابن شاطر در فاصله سال‌هاى 1957 تا 1966 مورد مطالعه شد . 2 ) مدل حركت قمر نصير الدّين طوسى همچنين نمونهء وى براى كواكب فوقانى توسط كارا بارون‌دو وو در 1893 و كندى در 1966 مطالعه شد . 3 ) مدل‌هاى قطب الدّين شيرازى نيز توسط كندى در 1966 مطالعه شد . به استثناى مدل كواكب فوقانى كه ذكر شد ، مدل‌هاى ديگرى شيرازى يعنى مدل‌هاى ماه و عطارد - تاكنون مدل‌هاى اصيل او بشمار مىروند . امّا بررسى دقيق مقاله كندى در جايى كه او اعتراف مىكند كه مشكل بزرگى در بر طرف كردن شك دربارهء اثر اصيل شيرازى داشته است ، همچنين مطالعهء دو اثر مهم باقيمانده از شيرازى يعنى نهاية الادراك و التحفة الشاهية مرا بر اين باور داشت كه