على زمانى قمشه اى
41
هيئت و نجوم اسلامى ( فارسي )
بائر بود كه حركت اوليه را به پژوهشهاى مربوط به مكتب مراغه ، بخشيد . بهعلاوه ، از آنجا كه اهميت حقيقى مكتب اخترشناسى مراغه معمولا در ارتباط آن با اخترشناسى كپرنيكى ديده مىشود ، آغاز پژوهشهاى جدّى دربارهء مكتب مراغه را مىتوان 1957 دانست ، همان زمان كه نويگه بائر و ويكتور رابرت ، هر دو آثار خودشان را چاپ كردند : بائر در ضميمهاى بر دومين چاپ كتاباش « علوم دقيق در عهد قديم » ، و رابرت در نخستين مقالهء خود كه در به مدلهاى خورشيدى و قمرى ابن شاطر اختصاص داشت . در مقالهء رابرت كه الهام گرفته از كندى بود ، به مدل ابن شاطر ، با عنوان « مدل پيش كپرنيكى - كپرنيكى » اشاره شده بود . رابرت ، به حق در دومين پانوشت همان مقاله ، اعتبار كشف ارتباط اخترشناسى كپرنيكى را به نويگه بائر داد . در همان زمان ، نويگه بائر به تشابهاتى بين آثار كپرنيك و عضو ديگر مكتب مراغه ، يعنى خواجه نصير الدّين طوسى ، پىبرده بود . در سالهاى بعد ، ويكتور رابرت ، ادوارد كندى و فؤاد عبّود بهطور مستقل و يا مشتركا توانستند يادداشتهايى را دربارهء مدلهاى برجاىماندهء ابن شاطر و نيز دربارهء ارتباط ممكن با كپرنيك چاپ كنند . « 1 » عبّود تا آنجا پيش رفت كه پارامترهاى عددى زيج ابن شاطر را با كتاب گردش افلاك كپرنيك سنجيد و نتيجه گرفت كه اگرچه جداول ابن شاطر همانند جداول كپرنيك هستند ، ولى اين جداول كپرنيك يك رونويسى مستقيم از كارهاى ابن شاطر نيست . بهرغم
--> ( 1 ) . تمام اين مقالات در حال حاضر توسط ادوارد كندى و ديگران با عنوان مطالعاتى در علوم دقيق اسلامى ، دانشگاه امريكايى بيروت ، بيروت 1983 ، ص 1075 ، در يك جا جمع شده است . فصل مهم اثر طوسى كه در آن شرح او از مدل حركت قمر يافت مىشود به وسيلهء كارادوو ترجمه شده است .