على زمانى قمشه اى
393
هيئت و نجوم اسلامى ( فارسي )
وجود مىآورند . بنابراين ، احتمال اينكه گاهشمارى هجرى قمرى نه در زمان خلافت عمر بلكه در زمان حيات پيامبر گرامى اسلام به وجود آمده باشد ، نيز قابل بررسى است . بنا بر نوشتهء چند تن از تاريخنگاران اسلامى ، از زمان هجرت پيامبر تا مدتى پس از آن ، حوادث تاريخى براساس شمارش ماهها از مبدأ هجرت تاريخگذارى شدهاند ؛ واقدى حوادث متعددى را با اين شيوه ( شمارش ماهها و نه سالها ) ثبت كرده است . دورترين زمان مورد نظر واقدى ماه پنجاه و چهارم هجرى است . او حوادث سال ششم هجرى به بعد را به شيوهء شمارش سالها ثبت كرده است . ذكر وقايع تاريخى زمان حيات پيامبر طبق اين شيوه نيز تأييدى بر رسميت داشتن گاهشمارى هجرى قمرى در زمان حيات پيامبر است . در اين صورت ، احتمالا جلسهء مشورتى ، كه بيرونى و برخى مورخان بارها از آن ياد كردهاند ، براى تعيين زمان مناسب جمعآورى ماليات و نيز اعلام رسمى استفاده از گاهشمارى هجرى ، از اول محرم سال اول هجرى ( نه از اول ربيع الاول همان سال كه تاريخهاى ماهشمارى براساس آن ذكر مىشدند ) ، تشكيل شده است ، نه براى وضع گاهشمارى هجرى . سالهاى دهگانهء بين هجرت تا وفات پيامبر گرامى اسلام ، هركدام نام خاصى دارند . اين نامگذارى سالانه ، معطوف به دورهء عرب جاهلى مىباشد كه طى آن ، سالها براساس وقوع پديدههاى جغرافيايى يا تاريخى نامگذارى شده و به عنوان مبدأ گاهشمارى مورد استفاده قرار مىگرفتهاند . تأكيد پيامبر اكرم بر اجرا نكردن نسىء ، همان گونه كه در قرآن كريم آمده است ، و تكرار اين موضوع در خطبهء حجّة الوداع باعث شد كه مسلمانان اين گاهشمارى را به عنوان گاهشمارى قمرى محض ، از صدر اسلام تاكنون ، مورد