على زمانى قمشه اى
374
هيئت و نجوم اسلامى ( فارسي )
روز را به دوازده بخش مساوى ، به نام « چاغ » ، تقسيم مىكردند . چاغها به بخشهاى كوچكترى تقسيم مىشدند . همچنين يك دههزارم شبانهروز را « فنگ » مىناميدند . ابو ريحان بيرونى تقسيمبندى ساعات شبانهروز را از نظر يهوديان و هنديان نيز ذكر كرده است . در هريك از اين گاهشماريها ، تعداد معيّنى از روزها دورهاى طولانىتر از يك روز ، امّا عموما كوتاهتر از يك ماه را تشكيل مىدادند . متداولترين اين دورهها هفته و دورههاى هفتگى بود كه احتمالا بابليان ابداع كرده بودند كه از طريق اقوام سامى به مسلمانان رسيد . مسلمانان نيز ، همانند يهوديان ، ابتدا هفته را از يكشنبه آغاز مىكردند . مفهوم هفته در ميان زردشتيان رايج نبود ، امّا وجود جزء « دى / دين » در نام روزهاى هشتم ( دى به آذر ) و پانزدهم ( دى به مهر ) و بيست و سوم ( دين به دين ) از هر ماه در گاهشمارى زردشتى ، احتمالا نشاندهندهء تقسيم ماه به دورههاى چهارگانهء كوچكتر است . تركان آسياى ميانه نيز براى شمارش روزهاى ماه روشى داشتند كه طى آن دوازده نام براى هريك از روزهاى يك دورهء دوازده روزه تعيين مىكردند . اين نامها در يك دورهء 120 روزه ، ده بار تكرار مىشد و اين دورهء 120 روزه نيز شصت بار تكرار مىشد و يك دورهء 7200 روزه را تشكيل مىداد . به اين ترتيب ، هر روز معيّن از يك دورهء كامل 7200 روزه ، با تركيب اين سه نام مشخص مىشده است : نام روز ، نام دورهء اوّل ( دورهء دهتايى ) و نام دورهء دوم ( دورهء شصت تايى ) . دومين ركن گاهشمارى ، مفهوم « ماه » ، به معناى دورهاى معيّن براى شمارش روزها ، نه به معناى « قمر » ، است . به طور كلى ، ماههايى كه در گاهشماريهاى رايج در سرزمينهاى اسلامى كاربرد داشتهاند ( چه شمسى چه قمرى )