على زمانى قمشه اى

339

هيئت و نجوم اسلامى ( فارسي )

مىافتد و هرچه جسم بزرگ‌تر باشد ميلش بيشتر است . اگر گفته شود : جذب اجسام اختراع نيوتون فرنگى است و ابو على سينا از آن خبر نداشت تا رد كند . گوييم : جاذبه در صدر اسلام قولى معروف بود ، چنان‌كه پيش از اين گفتيم و [ فيّاض لاهيجى شاگرد و داماد صدر المتألهين رحمه اللّه ] در شوارق از ثابت بن قرّه نقل كرده است كه افتادن اشياى سنگين به جاذبهء زمين است . امّا نيوتون و كسان او خبر نداشتند و پنداشتند كه اين از اسرار مكشوفه اوست . و اگر گويى : ابو على بن سينا در اشارات و غير آن ، جذب زمين را رد كرده با آن كه امروز يك حقيقت مسلّم است . گوييم : ابو على جذب را رد كرد و ميل را ثابت نمود . نيوتون و امثال وى تفاوتى ميان جذب و ميل نمىگذارند و اين‌گونه دقت از خواصّ حكماى اسلام است و حكيم اسلامى چون از جذب ، چيزى ديگر مىفهمد آن را رد مىكند و از ميل چيز ديگرى مىفهمد ، لذا آن را اثبات مىكند . امّا دانشمند طبيعى فرنگى گويد : چه فرق مىكند جذب باشد يا ميل . حق آن است كه جذب صحيح نيست و ميل صحيح است . « 1 » بر اين اساس به نظر علّامه شعرانى رحمه اللّه به‌جاى قانون جاذبه يا قانون گرانش عمومى بايد گفت : « قانون گرايش عمومى » ؛ زيرا اجرام اترى و اجسام عنصرى به طبع و ميل خود به‌سوى يكديگر گرايش دارند ؛ چرا كه طبيعت آن‌ها بسان روح آن‌ها بشمار مىرود و اين روح آن‌هاست كه آن‌ها را به هم نزديك مىكند ( نه آنكه در يك كشند عمومى هم‌ديگر را بكشند و جذب كنند ) ،

--> ( 1 ) . علّامه شعرانى ، شرح تجريد الاعتقاد ، انتشارات كتابفروشى اسلاميه ، تهران ، 1351 شمسى ، ص 196 .