على زمانى قمشه اى
335
هيئت و نجوم اسلامى ( فارسي )
بنابراين ، درون اجسام چيزى است به نام ميل كه به وسيلهء آن ، اجسام به حركت مىآيند و يا ساكن مىشوند و هرچه اين نيرو زيادتر باشد جسم ، سنگينتر است . ابن سينا در اشارات و تنبيهات نيز طبيعت اجسام را داراى ميل دانسته و به روشنى مىنويسد : الجسم له فى حال تحرّكه ميل يتحرّك به و يحسّ به الممانع و لم يتمكّن من المنع إلّا فيما يضعف ذلك فيه . « 1 » محقّق طوسى قدّس سرّه در شرح اين بخش مىگويد : ميل همان چيزى است كه متكلمان آن را « اعتماد » مىنامند ، محرك و مبدأ حركت بخشى اجسام همانا به توسط ميل است كه اجسام را به حركت مىآورد ؛ زيرا حركت چيزى است كه داراى سرعت و بطوء است [ و به تعبير امروزه ، حركت شتابپذير است تند و كند مىشود ] ولى مبدأ حركت شتابپذير نيست . بنابراين ، بايد چيز ديگرى در جسم باشد كه تندى ، كندى و ساير كيفيّات ( سنگينى ، سبكى ) را پذيرا باشد و نام آن ميل است . از باب مثال ميل سنگ به جانب زمين و ميل هوا به جانب بالاست . لذا اگر بخواهيم مشك پر از باد را زير آب نگه داريم ميل هوا به جانب بالا به دست انسان فشار مىآورد چنانكه اگر بخواهيم سنگى را در هوا نگه داريم ميل آن به جانب زمين سبب مىشود به دست انسان فشار وارد آيد و چيزى مانع از اين ميل نخواهد بود مگر اينكه ميل ضعيف گردد . بنابراين ميل ، سبب نزديك و مباشر حركت اجسام است . « 2 »
--> ( 1 ) . شرح اشارات و تنبيهات ، ط حيدرى ، تهران ، به سال 1378 قمرى ، ج 27 ص 208 . ( 2 ) . همان .