على زمانى قمشه اى
336
هيئت و نجوم اسلامى ( فارسي )
ليكن درخور انديشه است كه به نظر مىآيد نكتهء حايز اهميّت بين عقيده ابن سينا و بين جاذبهء نيوتون ، اين است كه در قانونگرانش عمومى ، ثابت مىشود كه اگر سنگى مثلا روى زمين در كنار سنگ ديگرى قرار گرفته باشد اين دو جسم خواهان جذب همديگرند ، جز اينكه نيروى جاذبهء زمين كه از هر دو سنگ زيادتر است آنها را به جانب خود مىكشد و مانع مىشود از اينكه دو تكه سنگ به هم نزديك شوند ، ولى در فرضيهء ( ميل ) ابن سينا اين سخن مطرح نيست ، بلكه اصلا مورد توجّه قرار نگرفته است ؛ زيرا شيخ معتقد است : وقتى جسم در جاى طبيعى خود قرار گرفت تا وقتى در آنجاست ، ديگر ميل ندارد و هنگامى كه ازآنجا خارج شد داراى ميل مىشود ، پس يك قطعهء سنگ وقتى از حال سكون خارج شد داراى ميل است ، امّا هنگامى كه روى زمين ساكن شد بدون ميل مىباشد ، لذا شيخ مىنويسد : فإذا كان الجسم الطبيعي في حيّزه الطبيعي لم يكن له و هو فيه ميل . « 1 » اعتراض فخر رازى فخر رازى بر ابن سينا اعتراض كرده و گفته است : وقتى دست انسان زير قطعهاى سنگ قرار گيرد فشارى كه از سنگ احساس مىكند ميل سنگ را ثابت مىكند ليكن در پاسخ گفته است : مكان طبيعى قطعهء سنگ در مركز عالم [ مركز كرهء زمين ] است ، پس اگر در آنجا ، قرار گرفت ديگر ميل ندارد ، امّا اگر روى زمين قرار گيرد باز ميل آن همچنان باقى است . « 2 »
--> ( 1 ) . همان ، ص 215 و بعد . ( 2 ) . همان ، ص 215 و بعد .