على زمانى قمشه اى

327

هيئت و نجوم اسلامى ( فارسي )

و فرمود : « ببين آقا ! تفسير تمام شد و جناب طبرسى ( كه امين الاسلام است ) و تفسير مجمع البيان كه خود ايشان در ابتداى مجمع دربارهء آن فرموده‌اند : « هو القدوة استضيئ بأنواره واطأ مواقع آثاره » از اين همه مفسرين و كتب تفسير نقل كرد ، امّا از تفسير منسوب به امام حسن عسكرى عليه السّلام چيزى نقل نكرد » . به بنده فرمودند كه « ببين نشد حتى يك جا از تفسير امام حسن عسكرى عليه السّلام كه الآن در دست ماست و چاپ كرده‌اند چيزى نقل كند » . بعد فرمودند : « حق با جناب طبرسى است نمىشود تفسير را از آن جناب دانست و اگر تفسير آن بزرگوار بود و تفسير معتبرى بود امين الاسلام طبرسى در مجمع از آن جناب نقل مىكرد » . « 1 » و نيز مىفرمايد : در سال ، تعطيلى نداشتيم . بنده از يادم نمىرود كه سال بر ما گذشت و دو روز تعطيل كرديم . يكى روز عاشورا ، يكى روز شهادت حضرت امام حسن مجتبى عليه السّلام و بقيه روزها را درس مىخوانديم . ايشان خودشان شايق بودند . يكى از خاطرات خوشى كه از محضر شريف ايشان دارم اين است كه يك زمستان كه برف خيلى سنگينى آمده بود ، من در مدرسهء مروى حجره داشتم و آنجا بسرمىبردم . از حجره بيرون آمدم ، مردد بودم كه به كلاس بروم يا نروم . به‌هرحال تصميم گرفتم بروم . رفتم تا در خانهء ايشان در سه‌راه سيروس ، خواستم در بزنم . با آن برف سنگين كه آمده بود خجالت كشيدم . مدتى ايستادم كه كسى بيرون بيايد ، امّا كسى نيامد . ديدم وقت درس دارد مىگذرد . در هر صورت در زدم . آقازادهء ايشان در را باز كرد . وارد شدم . ديدم ايشان مشغول نوشتن هستند . با انفعال وارد شدم . سلام كردم و به محض نشستن ، عذرخواهى

--> ( 1 ) . همان ، ص 11 .