على زمانى قمشه اى

26

هيئت و نجوم اسلامى ( فارسي )

و كامل نديده ، به ساختن اين‌چنين آلتى اقدام كرده است . ابن شاطر اين دستگاه را « ربع التام لمواقيت الاسلام » نام گذاشته بود و منظور از ابداع آن ، انجام عمليات نجومى به طريق ساده بوده است . ربع تام داراى شبكه‌اى از خطوط هم فاصله است كه به موازات اضلاع يك مثلث متساوى الاضلاع كه در ربع محاط است و يكى از محورها قاعدهء آن است ، ترسيم شده‌اند . 3 . ربع علايى ، منسوب است به علاء الدّين كه لقب خود ابن شاطر است . ربع علايى و نيز ربع تام اشكال تغيير يافته‌اى از ربع مجيّب ، در طرحى ساده‌تر و مآلا سودمندترند . اين ربع مانند ربع مجيّب ، شبكه‌اى از خطوط مختصات متعامد دارد كه هر محور را به شصت ( يا نود ) جزء مساوى تقسيم مىكنند و نيز مشتمل بر دسته‌اى خطوط موازى است كه نقاط دو محور را به هم مىپيوندند . وى اين ربع‌ها را در عمليّات رياضى و محاسباتى زمان خود و پيدا كردن حاصل ضربها و خارج قسمت‌ها و توابع متعارف مثلثاتى و نيز براى حل مسائل متعارف نجوم كروى و مسائلى همچون تعيين ميل اوّل و دوم و بعد مستقيم ، براى طول معين دايرةالبروجى و همچنين براى تعيين مدت شفق و فلق براى عرض جغرافيايى ، يا طول خورشيدى يا ارتفاع خورشيدى معين به كار مىبرده است . ابن شاطر كوشيد زاويهء ميل دائرةالبروج را تعيين كند . وى با استفاده از وسائل مكانيكى خود ، مقدار آن را 23 و 31 تعيين كرد . جورج سارتن پس از ذكر مقدار مذكور كه ابن شاطر در 767 ق / 1365 م موفق به محاسبهء آن شد ، يادآورى كرده كه مقدارى كه دانشمندان معاصر با استفاده از ماشين‌هاى محاسباتى يافته‌اند ، 23 و 31 و 8 / 19 است . ابن شاطر در 765 ق براى عرض جغرافيايى دمشق به‌جاى 27 و 33 رقم 30 و 33 را به دست آورد و در آثار بعدى خود همين عدد را به كار برد .