على زمانى قمشه اى
226
هيئت و نجوم اسلامى ( فارسي )
زمين در آنجا متلاشى شده و به شكل ستارههاى دنبالهدار ، شهابها و نيزكها نمودار مىشوند ؛ زيرا گردش فلك قمر ، سبب اصطكاك آن با هوا گرديده و امور مزبور رخ مىدهند . برخى از دانشمندان ، هوا را به اعتبار مخالطت با بخار و عدم مخالطت با آن ، به دو بخش تقسيم كرده است : بخش اول : هواى صاف و بدون بخار است ، وى ضخامت اين لايه را 17 فرسنگ - حدود 100 كيلومتر - دانسته است . بخش دوم : هواى كثيف مخلوط به بخار است كه آن را عالم نسيم و كرهء ليل و نهار گويند . عالم نسيم گويند ، زيرا جايگاه وزش باد است . كرهء ليل و نهار ( - روز و شب ) خوانند ، چرا كه پذيراى نور و ظلمت است . كبودى كه گمان مىرود رنگ آسمان است از اثر اين لايه است . از ديدگاه اين فلسفه ، همهء طبقات مزبور در لايهء درونى فلك و دايرهء مدار ماه ( مقعّر فلك قمر ) قرار گرفته و محال است جايى از طبقات يادشده خالى و بدون عنصر مانده باشد ؛ زيرا « خلاء » لازم مىآيد و خلاء محال است . در پس مدار ماه ( فلك قمر ) ساير عناصر اترى ، اجرام و افلاك ساير سيارات و ثوابت بهگونهاى چيده شده و ترتيب يافتهاند كه به همديگر متصل و هيچگونه خلاء و فرجهاى در بين آنها راه ندارد ، و به تعبير آنان ، همه جا « ملاء » و پر است . سنگهاى آسمانى كه از آسمان فرود مىآيند ، بخشى از آنها در ارتباط با اصطكاك شديد با هواى مجاور زمين سوخته و سپس وارد زمين مىگردند .