على زمانى قمشه اى

222

هيئت و نجوم اسلامى ( فارسي )

صدرا با همه انصافى كه در اين زمينه به خرج داده و خواسته است به گونه‌اى بين دو مبنا را جمع كند ، بااين‌وجود موازين منطق با رأى او همراه نيست . زيرا ماهيت زاويه يك چيز بيش نيست و در يكى از دو مقوله كم يا كيف جاى دارد و دو جنس متباين نمىتوانند يك حقيقت نوعيه را تعريف كنند ؛ مثلا آب و آتش قابل اجتماع و در يك تعريف نيستند . شايان تكرار است كه سخن در مقام هويت خارجى و عروض زاويه نيست ، و انكارى نيست كه زاويه در اين مقام ، عارض سطح يا جسم مىگردد و از كيفيات مختص به كميّات بشمار مىآيد ، بلكه سخن در صقع ماهوى و حقيقت ذاتى زاويه است . بنابراين تفصيل صدر المتألهين - قدس سره - بىوجه است . نتيجه اينكه : اگر زاويه كميّت باشد ، جايى براى طفره باقى نمىماند ؛ زيرا قطر متحرك پس از حركت به‌ويژه در حركت قطعيه در اثنا قهرا به اندازه زاويه قائمه گشته سپس منفرجه مىگردد . و اگر كيفيت باشد ، كيفيات ، بسيط بشمار مىروند . در اين صورت بايد گفت تصوّر زاويهء قائمه در مسير حركت قطر ، به‌طور كلى جايى ندارد ، و طرح بحث طفره از ريشه بىاساس است . سقوط آزاد اجسام از نگاه محقق خوانسارى علامه بزرگوار آقا حسين خوانسارى - قدس سره - ( م حدود 1099 - 1019 ق ) رساله‌اى پيرامون سقوط سنگ تحت عنوان « شك و حل » نگاشته است . اين رساله ، گرچه مختصر و موجز نگاشته شده است ، ليكن از