على زمانى قمشه اى
221
هيئت و نجوم اسلامى ( فارسي )
ديدگاه صدر المتألهين - قدّس سرّه - در اسفار صدر المتألهين ( م 1050 ه ق ) نخست ديدگاه دو گروه را پيرامون زاويه به نگارش آورده و گفته است : گروهى ، زاويه را از مقولهء « كم » ( - چند ) دانسته ، و هرچه از اين مقوله باشد تقسيمپذير است ، در نتيجه زاويه تقسيمپذير است . دستهء ديگر استدلال مىكنند كه زاويه پذيراى « مشابهت » و « عدم مشابهت » است و هر چيزى كه چنين ويژگى را دارا باشد ، از كيفيات ( - چون ) است ، و كيفيات تقسيمپذير نيستند ، پس زاويه تقسيمپذير نيست و امرى است بسيط . صدرا مىگويد : انصاف آن است كه زاويه از يكجهت و حيث مانند شكل داراى مقدار و اندازه است ، ازاينرو سطحى است پذيراى قسمت ؛ مثلا در وسط زاويه مىتوان يك يا چند خط از وتر به سر زاويه رسم كرد و آن را تقسيم نمود . و از جهت و حيث ديگر زاويه هيئتى است همراه با تناهى و انقطاع ، تناهى و انقطاع عبارتاند از عدم مقدار ؛ مثلا دايره هيئتى است كه قابليت بخشپذيرى ندارد و اگر تقسيم شود حيثيت دايره بودن در او محفوظ نمىماند . بنابراين زاويه هيئت و كيفيتى است بخشناپذير كه عارض شىء ديگر به عنوان معروض گشته ، و معروض او تقسيمپذير است ، نه خود او . « 1 » ليكن جاى يك پرسش باقى است ، و آن اين است كه با توجه به قاعده متين و اصيلى كه حكما دارند و مىگويند : « مقولات ، همه باهم متباين بالذات هستند » آيا مىتوان حقيقت يك شىء همچون زاويه را با دو مقوله متباين تعريف كرد ؟ و آيا دو مقولهء متباين مىتوانند جزء مقوّم او در تعريف باشند ، تا بتوان گفت زاويه از يك حيث تقسيمپذير و از حيث ديگر تقسيمناپذير است ؟
--> ( 1 ) . اسفار ، ج 4 ، ص 179 و بعد .