على زمانى قمشه اى

183

هيئت و نجوم اسلامى ( فارسي )

زيرا وجود فلك از ناحيه صانع آن ، ابداعى است ، لذا فلاسفه گفته‌اند آسمان‌ها كون و فساد ندارند و اشكالات وارده بر آن ، و اينكه فلك متحرك بالاراده است ، و نيروى محرك فلك بايد مجرد از ماده باشد ، و فلك بايد به حركات خود آگاه باشد ، كه به گفته شيخ اشراق خداوند در قرآن فرموده است : « وَ السَّماءِ ذاتِ الرَّجْعِ » ، آسمان برمىگردد ، و اشكال بر آن و . . . « 1 » صدر المتألهين نيز دربارهء سؤالى كه از او به عمل آمد به همين منوال و شيوه پاسخ داده است ، سايل پرسيده است چرا منطقة البروج به موضع معيّنى از فلك اختصاص دارد نه به ساير مواضع فلك ؟ حال آنكه فلك ، جسم بسيط و متشابه الاجزاء است ( پس مىتواند به هر موضع ديگر نيز اختصاص يابد ) و چرا حركت آن به سمت و جهت خاصى اختصاص دارد نه به جهات ديگر ؟ و نيز برخى امور ديگر از قبيل قطب ، حدّ حركت ، شكل ، مقدار و موضع فلك و . . . ؟ صدر المتألهين به بيان حضرت استاد علّامه حسن‌زاده ( مدظله ) نخست در جواب سه اصل از اصول حكمت متعاليه را عنوان كرده كه با توجه به آنها پاسخ پرسش‌ها دانسته مىشود . اصل يكم : اينكه اثر فاعل معطى الوجود - يعنى اثر وجود صمدى حق تعالى - در هر موجود ، نحو وجود خاص آن موجود است كه در اصطلاح عرفان ، جاعل ، تقدّم بالحق دارد ، و مجعول تأخر بالحق ، كه تقدّم وجود بر وجود است و ماهيت به تبع جعل موجود - بدون تخلّل جعل ديگر - مجعول است كه در اصطلاح حكمت ، وجود بر ماهيت تقدّم بالحقيقة دارد ، يعنى به‌طور اصالت و حقيقت ، وجود و جعل به موجود منسوب است و به مجاز ، به ماهيت ، درست

--> ( 1 ) . شرح هدايه اثيريه ، صدر المتألهين ، الفن الثانى فى الفلكيات ، ص 134 ، تصحيح محمد مصطفى فولادكار ، مؤسسة التاريخ العربى ، دار احياء تراث عربى ، ط 1 ، 1422 ه / 2001 م .