على زمانى قمشه اى

125

هيئت و نجوم اسلامى ( فارسي )

به او نسبت مىدهند . در اين كتاب ، در ورق 46 ب تصريح مىكند كه فقط سوزن ( مغناطيس ) را در جعبه تعبيه كرده است . ولى به‌هرحال مىبالد كه قطب‌نماى مورد استفادهء دريانوردان عرب در اقيانوس هند ، بسيار بهتر از قطب‌نمايى بوده كه همكاران مصرى يا مغربى ايشان به كار برده‌اند ، چه قطب‌نماى اعراب به‌جاى 16 بخش داراى 32 بخش بوده است . در جاى ديگر ادعا مىكند كه مصرىها و مغربىها نمىتوانند كشتىهاى عربى را برانند ، حال آنكه عربها به آسانى كشتىهاى مصرى و مغربى را مهار مىكرده‌اند . سفاليّهء ابن ماجد نيز لطف و اهميت خاصى دارد چه در ورق 46 الف پويشهاى فرنگان يا پرتغاليها را وصف مىكند ( البتّه لفظ فرنگان را براى همه اروپاييها به كار مىبرد ) . وى مىدانست كه پرتغاليها دماغهء اميدنيك را دور زده‌اند - اين واقعه در اواخر زندگى او صورت گرفت - و از دريانوردى پرتغاليها در اقيانوس هند نيز به‌خوبى اطلاع داشته است . او نوشته است كه فرنگان با گذر از « مدخل » كه بين « مغرب » و سفاله ( موزامبيك ) قرار داشته در سال 900 هجرى ( 1495 ميلادى ) به سواحل موزامبيك رسيده‌اند ، و به‌سوى هند پيش رفته‌اند . وى گزارش مفصل‌ترى نيز از بازگشت آنها به پرتغال ، از طريق زنگبار و از همان « مدخل فرنگان » و دومين سفر دريايى آنها در 906 هجرى ( 1501 ميلادى ) به هند مىدهد كه در آنجا ماندگار شده‌اند و براى خود خانه و زندگى تشكيل داده‌اند و با شاهان سامرى ( زموريان كرالا ) دوست شده‌اند . المدخل مورد علاقهء وافر دريانوردان مسلمان بود كه گمان مىكردند يك كانال دريايى است كه در جنوب جبال قمر ( سرچشمهء نيل ) واقع است و اقيانوس هند را به اقيانوس اطلس مىپيوندند . طبق سنت بطلميوسى كل نيمكرهء جنوبى « سرزمين مجهول » و دنبالهء ساحل جنوبى آفريقا بود ؛ نقشه‌هاى عربى آن