على زمانى قمشه اى

93

هيئت و نجوم اسلامى ( فارسي )

ديگر ويژگى توجه‌برانگيز ابو معشر ، دلبستگى شديد او به ايران و اعتقاد او به دانش و خرد ايرانيان است كه نشانه آن در آثارش به چشم مىخورد ، وى گرچه با نوعى احتياط امّا به‌هرحال به شكلى كه عشق و تعصّب و غيرت در آن آشكار است ، مدعى برترى ايرانيان در جهان انديشه و دانش بر ديگر اقوام است ، يك جا مىگويد : شاهان فارس به حفظ دانش‌ها در برابر رويدادهاى آسمانى ( باران ، سيل ) و آفات زمينى توجه بسيار داشتند آنگاه به شرح دقت آنان در انتخاب كاغذ بادوام و مقاوم ( پوست نوعى درخت بادوام ) و گزينش مكان مناسب براى نگاهدارى كتاب‌ها همچون بناى كهن دژ جى در اصفهان كه در آن كتاب‌هاى طبى و كتاب‌هاى نجومى از جمله كتابى است منسوب به يكى از حكماى متقدم كه در آن از « ادوار و سالها » سخن رفته است ، و « اوساط كواكب » و علل حركات آنها را مىتوان از آن ادوار استخراج كرد و آن را « ادوار هزارات » مىخوانده‌اند و قدماى هند و بابل از آن كتاب بهره برده‌اند و منجمان آن دوران زيج مشهور شهريار را از آن استخراج كرده‌اند . ابو معشر در آثار خويش كوشيده تا با يارى گرفتن از سنت‌هاى ايرانى ، هندى و يونانى و با استفاده از فلسفه سريانى كه به تأثير ستارگان و سحر ، رنگ نوافلاطونى مىداد و در نوشته‌هاى كندى و كتاب‌هاى حرّانيان و نيز در آثار دانشمندان ايرانى پيش از وى مانند ماشاءالله ، ابو سهل فضل بن نوبخت ، عمر بن فرّخان طبرى و ابو يوسف يعقوبى قصرانى منعكس است ، درستى احكام نجوم و كاربرد آن را در سحر و افسون به اثبات رساند . برهان فلسفى ابو معشر ارسطويى و همراه با عناصر نوافلاطونى بوده و در اين‌باره از نوشته‌هاى منسوب به هرمس و آگاثودمون ، پيشوايان حرّانى ، سود برده است . وى براى جهان هستى 3 سطح مىشناسد : الهى ( فلك نور ) ، اثيرى