على زمانى قمشه اى

54

هيئت و نجوم اسلامى ( فارسي )

متن آن را با همين خادم برگردان و اگر كسى را از مفاد آن مستحضر كنى بر جان خود ايمن مباش . مبادا ذو الرئاستين از تصميم خود منصرف شود چون اگر از تصميم خود منصرف شود گناه را به گردن تو مىگذارم و يقين مىكنم تو باعث اين كار شده‌اى . فضل بن ابى سهل گفت : « پس دنيا در نظرم تيره و تار گرديد و از نوشتن آن نامه پشيمان شدم و به خود گفتم اى كاش من آن نامه را نمىنوشتم سپس مطلع شدم كه فضل بن سهل ذو الرئاستين كه در علم نجوم آگاهى كامل داشت خود متوجه اين امر گشته و از تصميم خود منصرف شده است ، به خدا سوگند كه بر خود ترسيدم و به حضور او رفتم گفتم آيا در آسمان ستاره‌اى خجسته‌تر از مشترى مىدانى ؟ گفت : نه . گفتم آيا در ميان ستارگان ستاره‌اى را سراغ دارى كه از مشترى در حال شرف مبارك‌تر باشد ؟ گفت : نه . گفتم : پس تصميم خود را در وقتى عملى كن كه ستارهء سعد مشترى در بهترين حالت‌هاى خود باشد . راوى گويد : پس ذو الرئاستين بدان منوال رفتار كرد و تا وقتى اين كار نشده بود من خود را ، از ترس مأمون ، موجودى زنده در دنيا نمىدانستم » . « 1 » سيد امين پس از نقل اين حادثه مىنويسد : « ظاهرا صاحب اين داستان همان فضل بن ابى سهل است و دلالت بر آن دارد كه او كوشيده است تا موضوع عقد ولايتعهدى حضرت رضا عليه السّلام در وقتى نامناسب ، از لحاظ نجومى ، انجام گيرد ولى اين معنى با شيعه بودن او منافاتى ندارد زيرا ترس ، انسان را به كارهايى مهم‌تر از اين نيز وادار مىكند و در عين حال باز معلوم نيست اين داستان مربوط به اوست يا برادرش » . « 2 »

--> ( 1 ) . اعيان الشيعة ، ج 4 ، صص 360 و 368 . ( 2 ) . همان .