على زمانى قمشه اى

471

هيئت و نجوم اسلامى ( فارسي )

منزلت خود در دربار هلاكو استفاده كرد و مانع از آن شد كه اين بلايى كه بر مسلمانان و جهان اسلامى فرود آمده بود به حد كمال برسد و كار مسلمانان را يكسره كند ، پس همهء كوشش و سعى خود را مبذول داشت و هرچه در قوه داشت به كار برد تا بقيهء علما و فلاسفه و حكما را از نابودى كه در انتظارشان بود نجات دهد و همو قوىترين عامل براى حفظ و ابقاى اين گروه از ارباب معرفت و فلسفه و دانش بود . و در نتيجه مغول ، پس از مدت كمى ، ديانت اسلام را پذيرفتند و احفاد و نوه‌هاى چنگيز خان كه براى نابودى اسلام و از بين بردن تمدن اسلامى همت گماشته بودند مسلمان شدند و در شمار حاميان اسلام درآمدند . دكتر على اكبر فياض مىگويد : « نهضت اسلامى در آن دوره به اوج عظمت خود رسيده بود و آنان ، ( اسماعيليه ) را ، در بررسى و تحقيق فلسفه و قيام به امور آن ، حظى وافر بود تا براى تقرير اصول و اثبات دعاوى خود از آن استفاده كنند . در قلعهء الموت كتابخانهء بزرگ و معتبرى فراهم كرده بودند كه به دست مغول بر باد رفت و مردى با آنان همكارى مىكرد كه از بزرگترين مردانى بود كه پس از ابن سينا به علوم عقلى اشتغال ورزيد و او نصير الدّين طوسى بود . گويى مقدر شده بود كه او ميراث و يادگارهاى اسلام را از دست مغول نجات دهد . . . هلاكو امر اوقاف كشور را به او واگذار كرد و خواجهء طوسى در مقام ضبط آنها برآمد و درآمد اوقاف را صرف مدارس و مراكز علمى مىكرد و علما و حكما را گردآورى كرد و با همكارى آنان رصدخانهء بزرگى در مراغهء آذربايجان ساخت و كتابخانه‌اى هم در جنب آن ايجاد كرد كه گويند ، چهارصد هزار جلد كتاب داشت » . روندلس مستشرق مىگويد : « طوسى در مراغه به هلاكو پيشنهاد كرد كه