على زمانى قمشه اى

406

هيئت و نجوم اسلامى ( فارسي )

از آن « بيرون كشيدن » ريشهء يك معادله مىشمارد پذيرفتنى نمىنمايد . جايگاه جبر در ميان علوم در طبقه‌بندىهاى يونانيان از علوم ، نام علم جبر جزء علوم رياضى نيامده است . نخستين كسى كه جبر را در طبقه‌بندى علوم داخل كرده فارابى است كه در احصاء العلوم خود بخشى را به « علم الحيل » يا « علوم الحيل » اختصاص داده است . اين علوم ، كه فارابى در تعريف آنها مىگويد : « علم شيوهء چاره‌جويى است براى كاربرد آنچه وجودشان در رياضيات با برهان ثابت شده در اجسام طبيعى و ايجاد و وضع آنها بالفعل » جز « علم حيل » به‌معناى متعارف آن و نيز « علم آينه‌هاى سوزان » ، كه جزء « حيل هندسى » هستند ، دستهء ديگرى از علوم را نيز در بر مىگيرد كه فارابى آنها را « حيل عددى » مىنامد و شامل « علمى است در ميان مردم زمان ما به جبر و مقابله معروف است » . از اينكه فارابى جبر را جزء علوم حيل آورده ، معلوم مىشود كه از نظر او هنوز جبر نه علمى برهانى بلكه مجموعه‌اى از شگردها براى استخراج ريشه‌هاى معادلات شمرده مىشده است . اين ديدگاه به نحوى در طبقه‌بندى ابن سينا از علوم هم منعكس شده است . وى در رسالهء فى اقسام العلوم العقلية جبر را جزء « اجزاء فرعى ( الاقسام الفرعية ) رياضيات » آورده و آن را ، در كنار « عمل جمع و تفريق برحسب حساب هندى » يكى از « شاخه‌هاى علم اعداد ( من فروع علم العدد ) » شمرده است . در تقسيم‌بندى ابن سينا ، علم « حيل هندسى » ، در كتاب « علم اثقال ، صناعت اوزان و موازين ، مناظر و مرايا و آينه‌ها » جزء فروع علم هندسه شمرده شده است . همين طبقه‌بندى در رساله‌اى از خواجه نصير طوسى نيز بعينه تكرار شده است . بدين‌ترتيب ، در تقسيم‌بندى ابن سينا آنچه فارابى « علوم حيل » نام داده ، با تفصيل بيشتر ، « اقسام فرعى علوم رياضى » نام گرفته است . با اين حال ، ابن سينا برخى از