على زمانى قمشه اى

339

هيئت و نجوم اسلامى ( فارسي )

دربارهء مجسطى بطلميوس ، و انتقادهاى وى از اين كتاب است . مسلمانان از طريق دو ترجمهء عربى با مجسطى آشنا شدند . جابر برخى روابط مثلثاتى را عرضه كرد كه در مجسطى وجود ندارد و همچنين ترديدهايى دربارهء بعضى از جنبه‌هاى نجوم بطلميوس ، به‌ويژه در مورد دو سيارهء عطار و زهره ، ابراز كرد . مهم‌ترين اثر جابر ، نقد او بر مجسطى ، در نه مقاله است . عنوان يكى از نسخه‌هاى موجود از اين اثر رسالهء اصلاح المجسطى است . در اين رساله ، كه بازنگارى مجسطى بطلميوس است ، جابر در مقدمه تفاوت‌هاى عمدهء اصلاح و مجسطى را برشمرده است . اصلاح المجسطى را احتمالا نخستين بار گرادوس كرمونايى ( 507 - 583 / 1114 - 1187 ) به لاتينى ترجمه كرد . غربىها عمدتا از طريق اين ترجمه با جابر آشنا شدند . قضيهء منلائوس ( شكل قطاع ، دستور مقادير شش‌گانه ) ، كه بطلميوس آن را به كار مىبرد ، بعدها در نجوم دورهء اسلامى جاى خود را به قضيهء مثلثات كروى ساده‌ترى به نام « شكل مغنى » داد كه در آن چهار كميّت به ميان مىآيد . اين قضيه حاصل مستقيم يا غير مستقيم انقلاب مثلثاتى بوزجانى ، ابو نصر عراق ، خجندى يا بيرونى در قلمرو شرقى جهان اسلام ، در دو قرن چهارم و پنجم / دهم و يازدهم بوده است . جابر از توابع ظلّى ( تانژانت و كتانژانت ) استفاده نمىكرد ؛ بنابراين ، كار وى در اين زمينه از بسيارى از منجمان پيشين ، ابتدايىتر بشمار مىآيد . البتّه رياضىدانان اندلسى از آغاز قرن پنجم ( يعنى از زمانى كه ابن معاذ اين قضايا را تبيين كرد و زرقالى آنها را به كار برد ) با اين قضايا آشنا بودند . عجيب اينجاست كه ظاهرا مثلثات كروى جابر ، با ابن معاذ ارتباطى ندارد . به علاوه ، جابر هيچ‌گاه از ديگر مؤلفان عربىزبان ، حتى از مؤلفان اندلسى ، مطلبى نقل نكرده است .