على زمانى قمشه اى

314

هيئت و نجوم اسلامى ( فارسي )

( عبد العلى بيرجندى ) و شارح شرح بيرجندى بر زيج الغ بيك ( ملا مظفر گنابادى ) مىنويسند كه : « نوروز سلطانى [ - ملكى - جلالى ] روزى است كه در ظهر آن روز خورشيد قبلا در اوّلين درجهء برج حمل بوده باشد مشروط بر آنكه در روز قبل از آن در برج حوت بوده باشد » . در اين تعريف از آن روى ظهر به عنوان لحظهء تعيين‌كننده براى مشخص كردن روز نوروز انتخاب شده است كه منجمان دورهء ملكشاه همانند منجمان دورهء پس از وى ظهر ( - لحظهء عبور خورشيد از نصف النهار محل ) را به‌عنوان لحظهء آغاز محاسبات نجومى و لحظهء آغاز شبانه‌روز به‌حساب مىآورده‌اند . اگر منجمان دست‌اندركار اصلاح گاه‌شمارى براى برقرارى سالهاى كبيسه ( - 366 روزه ) قانون منظمى تدوين ننموده بودند تعريفى كه براى موقعيت نوروز جلالى پيشتر از قول بيرجندى و ملا مظفر نقل كرديم دشوارىهايى در امر گاه‌شمارى بوجود مىآورد . فى المثل : فرض كنيم كه لحظهء ورود خورشيد به اوّلين درجهء برج حمل را در سال سوم از مبدأ گاه‌شمارى جلالى منجمان رصدخانهء ملكشاه در روز يكشنبه‌اى در ساعت 45 / 11 دقيقهء وقت محلى محاسبه كرده باشند ، در همان روز هنگامى كه خورشيد از نصف النهار شهر « مرو » عبور مىكرده هنوز خورشيد در برج حوت بوده است . بنابراين در حالى كه آن روز يكشنبه نخستين روز فروردين ( - نوروز سلطانى ) سال سوم جلالى در اصفهان بوده است همان روز يكشنبه را در مرو سيصد و شصت و ششمين روز از سال دوم گاه‌شمارى جلالى مىشمرده‌اند . ازسوىديگر طول حقيقى سال شمسى و تعيين دقيق لحظهء ورود خورشيد به اوّلين درجهء برج حمل - كه هيچ‌گاه منجمان متقدم دربارهء اين دو هم‌عقيده نبوده‌اند - مىتوانسته است موجب اختلاف دربارهء نخستين روز در گاه‌شمارى گردد .