على زمانى قمشه اى
311
هيئت و نجوم اسلامى ( فارسي )
زيج سنجرى كه همزمان با تأسيس مبدأ جلالى مىزيسته نيز سال 467 هجرى قمرى را سال صدور دستور سلطان براى رصد ذكر مىكند و از همين روى ترديدى باقى نمىماند كه سال مذكور به همان گونه كه ابن اثير نوشته است سال صدور دستور ملكشاه و گردهمايى منجمان بوده است . ابن اثير مىافزايد : « رصد تا سال وفات ملكشاه يعنى 485 هجرى قمرى داير بود و بعد از وفات وى متروك شده » و بنا به روايت مؤلف نوروزنامه پس از مرگ ملكشاه نيز ادامه يافته است . نقل عقايد گوناگون و فرضيات متعدد محققان متأخر براى برقرار كردن توافقى ميان روايتهاى مختلف بيهوده سخن را به درازا كشاندن است در اينجا تنها به ذكر سه روايت از منجمان متقدم كه كليهء فرضيات متأخرين را بىاعتبار مىسازد قناعت مىكنيم : 1 . ابو جعفر محمد بن ايوب حاسب طبرى منجم معاصر ملكشاه كه زيج مفرد را چند سالى بعد از مرگ ملكشاه تأليف كرده و در ايامى كه عدهاى از منجمان بنا به دستور ملكشاه در اصفهان به رصد ستارگان مشغول بودهاند ( همان گونه كه خود مىنويسد : « روز اشتاد از مهر ماه ملكى سلطانى سال بر چهارصد و پنجاه و دو از تاريخ يزدگرد و اوّل جمادى الاولى از سال چهارصد و هفتاد و شش هجرى ) در آمل به كار رصد اشتغال داشته است » ، تاريخ نوروز سال 447 يزدگردى ( - 25 فوريهء سال 1078 مسيحى - نهم شعبان 470 هجرى قمرى ) را مقارن نوروز ملكى سلطانى ثبت كرده است . تاريخى كه ابو جعفر بدست مىدهد به خوبى نشان مىدهد كه تا سال 471 هجرى قمرى جشن نوروز در نخستين روز سال يزدگردى برگزار مىشده است و تا تاريخ مذكور هنوز كبيسهاى اجرا نشده بوده است .