على زمانى قمشه اى
28
هيئت و نجوم اسلامى ( فارسي )
و در ظل توجه سلطان محمود غزنوى موفق شده كه با حكما و علماى هندى مربوط شود و فلسفه و حكمت يونانى را به آنان تلقين نمايد ، همانطور كه خواجه نصير طوسى علم نجوم را در پرتو هولاكو ميان مغولها ترويج كرد و عمر خيام هيئت را در ميان سلجوقيان رواج داد و البتّه همه اين عمليات درخشان از بركت اسلام بوده است . پس از آنكه مسلمانان رصدخانههاى عالى تأسيس كردند و زيجهاى منظم ترتيب دادند نام بلند هيئتشناسان اسلام در سراسر جهان پراكنده گشت و از دور و نزديك به علماى اسلام مراجعه شد ، پادشاهان فرنگ نه تنها به علماى مسلمان اندلس ( كه نزديكشان بودند ) مراجعه مىكردند بلكه براى حل مشكلات علمى خود به ممالك شرقى اسلام نمايندگان مىفرستادند ، از آن جمله « ابن ابى اصيبعه » مىگويد « آبرو » پادشاه فرنگى فرستادهء نزد بدر الدّين لؤلؤ فرمانرواى موصل فرستاد تا مشكلاتى را از علم نجوم براى پادشاه حل كند و بدر الدّين فرستاده را « به كمال الدّين بن يونس » ستارهشناس مشهور معرفى كرد . مردم اسپانى اعتراف دارند كه پاندول ( رقاصه ) تعيين وقت را عربها به آنان آموختند و مسلم است كه همين پاندول اساس بسيارى از اختراعات مربوط به علم نجوم مىباشد ، عربها مدت زمانى پيش از آن اختراع ساعت را مىدانستند و مشهور است كه هارون ساعتى براى شارلمان پادشاه فرانسه هديه داد و خود فرنگىها اين خبر را نقل كردهاند . اگر عرب كتابهاى يونانى را به عربى ترجمه نمىكردند ، اصولا علم هيئت و نجوم از ميان مىرفت ، چه اكنون مىبينيم نسخه اصل يونانى آن كتابها موجود نيست و فرنگيان در نهضت علمى خود از ترجمههاى عربى استفاده كردند و البتّه اين براى مسلمانان افتخار بزرگى است كه با اقدامات مفيد خود