على زمانى قمشه اى

273

هيئت و نجوم اسلامى ( فارسي )

بارى خشكى مقاطر ربع شمالى كه ابو ريحان حدس زده بود ؛ با همان سرزمين منطبق مىشود كه واقع ما بين اقيانوس اطلس و اقيانوس ساكن است ؛ و پس از 474 سال قمرى و 462 سال شمسى به توسط كريستف كلمب Christophe Colomb كشف شد و آن را آمريكا ناميدند ؛ و تركان عثمانى با املاى گاف نونى « يگى دنيا - ينى دنيا » به‌معنى دنياى تازه مىگفتند كه در محاورات فارسى به « ينگه‌دنيا » تبديل شده بود . عجب است كه « كريستف كلمب » همچنان‌كه معروف است از روى قواعد و اطلاع و بصيرت علمى آن قاره را كشف نكرد ؛ چرا كه اصلا و مطلقا از وجود چنان سرزمينى آگاهى نداشت ؛ احتمال آن را هم نمىداد ؛ بلكه به‌طورى كه گفته و نوشته‌اند به قصد هندوستان سفر كرده بود ؛ و در اثر اشتباهى كه در اثناء سفر او را دست داد يا به سبب عوامل ديگر ناگهان در آن قارهء تازه افتاد كه آن را هيچ نمىشناخت . امّا ابو ريحان از روى قواعد متقن و كمال بصيرت علمى و روشن‌رايى ؛ به وجود چنان سرزمين خشك‌افتاده‌اى پى برده و آن را چند قرن پيش از « كريستف كلمب » صريح و واضح خبر داده بود . * * * توضيحا علاوه بر نقشه‌ها و كره‌هاى جغرافيايى كه به دسترس همه‌كس هست ؛ يكى از دلايل علمى مقاطر بودن امريكا با معمورهء ربع شمالى اين است كه نصف النهار پاره‌اى از بلاد امريكا با بعض مواضع ربع مسكونى شمالى دوازده ساعت كه نصف دور حركت شبانه‌روزى وضعى زمين است فاصله دارد . « 1 »

--> ( 1 ) . براى تقريب به ذهن خوانندگان مىگوييم كه تفاوت نصف النهار شهر « سانفرانسيسكو » San Francisco و « لوس‌آنجلس » Loss - Andjles آمريكاى شمالى با همين طهران ما يازده