على زمانى قمشه اى

27

هيئت و نجوم اسلامى ( فارسي )

است كه تقى الدّين رصدشناس آن را اختراع كرد . بديع اسطرلابى بغدادى متوفى در اوايل قرن ششم هجرى ذات الكرسى را در كره افزود و پس از سال‌ها آن نقيصه مرتفع شد و رساله‌اى در آن خصوص تأليف كرد و آلت موسوم به « شامله » را كه خجندى اختراع كرده بود تكميل نمود ، به اين قسم كه خجندى آن آلت را داراى يك عرض مىدانست ولى بديع اسطرلابى پس از مطالعات طولانى براى آن آلت چندين عرض ثابت كرد و نقيصه خجندى را مرتفع ساخت ، همين قسم بديع اسطرلابى مسطره‌ها و پرگارها و غيره اختراع كرده است . شيخ شرف الدّين طوسى ( م 610 ق ) اصلاحات نيكويى در اسطرلاب وضع كرد ، به اين قسم كه كره و اسطرلاب را در يك خط ترسيم نموده آن را عصا ناميد و رساله بديعى در آن باب تأليف كرد و او نخستين كسى است كه اين موضوع را به‌وجود آورد كه هيئت در كره به‌صورت جسم درآمد و در سطح و خط نيز موجود شد و چيزى جز نقطه باقى نماند . ديگر از علماى نامى هيئت در اسلام بتانى است كه نقطه ذنب را براى زمين شرح داد و مبادرت اعتدالين ( تقديم اعتدالين ) و ميل دائرةالبروج از دايره خط استواء را اصلاح كرد و او نخستين كسى است كه براى اندازه گرفتن مثلثات و زوايا « وتر ، وجيب » را به كار برد . بيرونى نخستين كسى است كه تسطيح كره را استنباط نمود و در كتاب خود - آثار الباقية - آن را شرح داد و هركس فهرست تأليفات بيرونى را در مقدمه كتاب آثار الباقية مطالعه كرده باشد و خود آثار الباقية را خوانده باشد تصديق خواهد كرد كه بيرونى در هيئت و رياضيات مطالب عمده استنباط كرده است و همين مزيت براى بيرونى كافى است كه علوم يونانى را به هندى و حكمت هندى را به عربى انتقال داده است . بيرونى به هند رفته سال‌ها در آنجا اقامت كرد