على زمانى قمشه اى

256

هيئت و نجوم اسلامى ( فارسي )

حركت درشكه نشان مىداد . به اين ترتيب فاصلهء مستقيم پاريس و آمين « 1 » را كه تقريبا بر يك خطّ نصف النّهار واقعند اندازه گرفت و ، با در نظر گرفتن اختلاف عرض جغرافيايى اين دو شهر ، اندازهء طول قوس يك درجه را مساوى 602 ، 110 متر به دست آورد . بنابراين ، با فرض كرويّت كامل زمين ، محيط آن 817 ، 39 كيلومتر مىشود . از شگفت‌انگيزترين شگفتىها آن است كه اندازه‌گيرى وى تا اين حد به حقيقت نزديك است ، و حتّى از بعضى اندازه‌گيرىهاى پس از او كه با اسباب‌هاى عالىتر انجام گرفته نيز به حقيقت نزديك‌تر است . و اين اتّفاق عجيبى بوده است . معلوم است كه مسافت درازى را بر روى خط مستقيم با آن اندازه دقّت كه در كارهاى نجومى مورد نظر است ، نمىتوان مستقيما بر روى زمين اندازه‌گيرى كرد ، و هر اندازه هم كه مهارت و دقّت كسانى كه به اين امر پيمايش مسافت مىپردازند زياد باشد ، باز مسئله از اين قرار است . در قرن شانزدهم مسيحى ، دانشمندان اروپايى ، پس از غور و بررسى در اين امر مهمّ و دشوار ، روشى اختراع كردند كه از پيدا شدن خطا در پيمودن مسافات بر روى زمين جلوگيرى مىكند ، و آن روش مثلبندى « 2 » است ، ولى اين روش تا سال 1615 م از صورت نظرى محض بيرون نيامد ؛ در اين سال سنلّيوس « 3 » ، مهندس هولندى ، از اين روش عملا در اندازه‌گيرى قوسى از نصف النّهار در دشت‌هاى سرزمين خود كامياب شد ، و پايهء علم جديد نقشه‌بردارى يا زمين‌پيمايى « 4 » را ريخت . « 5 »

--> ( 1 ) . AmienS . ( 2 ) . به فرانسه : triangulation . ( 3 ) . ( Willebrord Snellius يا Snell ) . ( 4 ) . به فرانسه : geodesie . ( 5 ) . تاريخ نجوم اسلامى ، نلينو ، ترجمه احمد آرام ، ص 361 و بعد ، كانون نشر و پژوهش‌هاى اسلامى ، 1349 ش .