على زمانى قمشه اى

211

هيئت و نجوم اسلامى ( فارسي )

نمىتوان آنها را وصف كرد ، او در اين هنگام 16 ساله بوده است ، وى پس از آن بار ديگر به خواندن منطق و فلسفه پرداخت به‌گونه‌اى كه شب جز اندكى نمىخوابيد ، انبوهى از دسته‌هاى كاغذ در برابر خود مىنهاد و مسايل گوناگون براى خود مطرح مىكرد و در هر مسأله مقدمات قياس و شروط آن را در نظر مىگرفت و « حدّ وسط » آن را درمىيافت و اگر به مسأله‌اى مىرسيد كه نمىتوانست به « حدّ وسط » آن دست يابد برمىخاست و به مسجد مىرفت ، نماز مىگزارد و از خداوند حلّ مشكل خويش را خواستار مىشد تا بر وى گشوده مىگشت ، وى در اين هنگام كه تمامى دانش آن زمان را فراگرفته بود 18 سال داشت ، آنگاه به الهيات روى آورد و به خواندن كتاب متافيزيك ( مابعدالطبيعه ) ارسطو پرداخت و حتى به گفته خودش 40 بار آن را خوانده بوده و متن آن را از برداشته ، امّا هنوز محتوا و متن آن را نمىفهميده است . و از فهم آن نااميد شده تا اينكه روزى در بازار كتاب‌فروشان مردى كتابى را به بهاى ارزان بر او عرضه مىكند ، اين همان كتاب ابو نصر فارابى درباره « اغراض مابعدالطبيعه » بوده است ، ابن سينا پس از خواندن اين كتاب محتواى كتاب مابعدالطبيعه ارسطو بر او روشن مىشود . فرمانرواى بخارا در اين زمان نوح بن منصور سامانى دچار يك بيمارى مىشود كه پزشكان از درمانش درمانده بودند ، در اين وقت كه نام ابن سينا به دانشورى شهرت يافته بود ، پزشكان نام او را نزد نوح به منصور بردند ، ابن سينا به حضور بيمار آمد و با پزشكان در درمان او شركت كرد ، ازاين‌رو از نزديكان نوح فرمانروا گرديد ، ابن سينا روزى از وى اجازه خواست كه به كتابخانه بزرگ و مشهور وى راه يابد ، اجازه به او داده شد و ابن سينا كتاب‌هاى بسيارى را در دانش‌هاى گوناگون يافت كه نام‌هاى بسيارى از آنها را كسى نشنيده و خود او هم