على زمانى قمشه اى
212
هيئت و نجوم اسلامى ( فارسي )
نديده بود ، وى به خواندن آنها پرداخت و بهرههاى فراوان گرفت . ابن سينا به 22 سالگى رسيده بود كه پدرش درگذشت و دگرگونىهاى سياسى و سقوط فرمانروايى سامانيان سبب شد ابن سينا به سمت گرگانج واقع در شمال غربى خوارزم برود ، او در آنجا به حضور على بن مأمون ( حك 387 - 399 ق ) معرفى شد در اين هنگام ابو الحسين سهيلى مقام وزارت برعهده داشت او كه به گفته ابن سينا « دوستدار اينگونه دانشها » بوده حقوق ماهيانهاى براى ابن سينا مقرر داشت . پس از چندى سلطان محمود غزنوى ( حك 388 - 421 ق ) از مأمون بن مأمون درخواست كرد كه چند تن از دانشمندان دربار خود از جمله ابن سينا را به دربار وى گسيل دارد ، تنى چند از ايشان از جمله ابو ريحان بيرونى به اين سفر رضايت دادند ، امّا ابن سينا و دانشمند ديگرى به نام ابو سهل مسيحى از رفتن سرباز زدند و ناگزير شدند كه گرگانج را ترك گويند ، در اين داستان مىتوان بذرى از حقيقت را يافت ، محمود غزنوى سنى مذهب متعصّبى بوده است ، درحالىكه ابن سينا بنا بر سنت خانوادگى شيعهمذهب بوده است ، محمود غزنوى همچنين با فلسفه و فيلسوفان ميانه خوشى نداشته است ، چنانكه در رى 50 خروار دفتر روافض و باطنيان و فلاسفه را زير درختان بردارآويختگان به آتش كشيد . بههرحال ابن سينا در حدود 402 ق به شهر گرگان كه تحت فرمانروايى قابوس وشمگير بود رسيد ، در اين ميان قابوس زندانى شده بود و به سال 403 درگذشت ، جانشين قابوس پسرش از دستنشاندگان محمود غزنوى گرديد و دختر او را به همسرى برگزيد ، لذا ابن سينا ناگزير شد گرگان را ترك گويد ، در اين وقت ابو عبيد جوزجانى شاگرد وفادارش به وى پيوست و تا آخر