على زمانى قمشه اى

202

هيئت و نجوم اسلامى ( فارسي )

كه برخى از آنها تا زمان خود او محاسبه نشده بودند به كار برده است ، به اين ترتيب ابن هيثم قادر شد كه در محاسبه حجم حاصل از دوران ، محور دوران را براى اوّلين بار به‌طور دلخواه انتخاب كند ، قبل از ابن هيثم ، ارشميدس برخى از آنها را با روش افناء حلّ كرده بود . قابل توجه است كه به احتمال زياد دانشمندان اسلامى از جمله ابن هيثم از نسخه‌اى كه ارشميدس درباره روش افناء نوشته بود ، نسخه مربوط به شبه مخروطها و شبه كره‌ها ، اطلاعى نداشتند ، چون در هيچ‌يك از منابع اسلامى ذكرى از آن نشده است . تكامل روش افناء در واقع منجر به نظريه « انتگرال » گرديد كه پايه مهم كاربرد رياضيات در مسائل علمى و نظرى است . ابن هيثم راجع به تحقيقات ثابت بن قرّه و ابو سهل كوهى در اين رساله نيز سخن به ميان آورده امّا تصريح كرده كه تحقيقات اين دو تنها به برخى از مسايل بوده است . رساله مزبور بين سال‌هاى 1911 - 1912 م توسط « هاينريش زوتر » به آلمانى ترجمه و تجزيه و تحليل شده است . 2 . ابن هيثم عقيده بطلميوس و اقليدس را كه اشعه نور از چشم به طرف شىء مىرود را در كتاب المناظر رد كرده و جهت آن را از شىء به طرف چشم مىداند ابن هيثم در اين كتاب ثابت مىكند كه شعاع تابش ، و شعاع انعكاس ، و خط عمود بر سطح آينه در نقطه برخورد شعاع به آينه ، همه در يك صفحه واقع‌اند و با عمود مزبور زواياى مساوى مىسازند . « 1 »

--> ( 1 ) . دائرةالمعارف بزرگ اسلامى ، ج 5 ، ص 127 ، ماده ابن هيثم ، فلاسفه شيعه ، ص 463 .