حسن مرسلوند
78
زندگينامه رجال و مشاهير ايران ( فارسي )
طبق آن نقشه بهر خود تأمين * نه فقط نام شه رضا كردى نام خود را نخست در ايران * سرو سردار و مقتدا كردى مقتدا را كه لفظ تازى بود * فارسى كرده پيشوا كردى پيشوا را به پاس مام وطن * پدر تاجدار ما كردى پدر تاجدار ما را نام * ديكتاتور آسيا كردى ديكتاتور شرق يكتا بود * چون تو دوّم شدى دوتا كردى عهد با پيشواى تركيه * آتاتورك مصطفى كردى او جلو بود و هرچه او مىكرد * تو به تدريج از قفا كردى تبعيّت وى از گلادستون * كرد و به روى تو اقتدا كردى ليك با وى تو را تفاوتهاست * بىتفاوت كى اقتفا كردى جز تظاهر نبود هر عملى * كه به تقليد از آتّا كردى او ز نو ساخت هرچه ويران كرد * تو به تخريب اكتفا كردى و آنچه هم ساختى خود آن را غصب * ز ابتدا تا به انتها كردى ملكها ، باغها ، عمارتها * از بنا غصب تا فضا كردى همه تعمير اين سرا كردى * ترك تعمير آن سرا كردى هر خيابان كه ساختى در شهر * خود در آن صد مغازه وا كردى در خلال مغازهها احداث * همه جا كاخ دلگشا كردى جاى خود باز و جاى ملت را * تنگناتر ز تنگنا كردى زر و سيم آنچه بود در كشور * جمع با حيله و ريا كردى در قبال اسكناس رنگارنگ * هى زدى چاپ و هى ولا كردى