حسن مرسلوند

488

زندگينامه رجال و مشاهير ايران ( فارسي )

در شمال يك مخالفتى پديد آوردند و يا آنكه ناامنى را دامن بزنند و بدين جهت خود را حافظ تشكيلات دولت معرفى كنند و با ضديت با منافع شوروى و ايجاد بيم ميان درباريان و زمامداران كشور و تحكيم موقعيتشان در جنوب ، سدى مقابل انقلاب به وجود آورند و لازم نيست من براى شما شرح دهم كه وضع سال گذشته چقدر نفوذ انگليسها را زياد كرد و به نام نيكمان لطمه زد . حتى اخيرا اقدام خودسرانهء احسان و ساعد الدوله در تنكابن چقدر كارمان را به تأخير انداخت . براى همين مقصود من سعى كرده و مىكنم كه ترتيبى در رابطهء شما با دولت ايران بدهم . هرچند سعادت من يارى نكرده است كه شما را شخصا ببينم اما با سابقهء خوب شما آشنا هستم و خدمات سابق شما و پوزيسيون فعلى ، يعنى سردستگى مليون را بسيار باارزش مىشمارم . با آن اميدى كه به دوستى شما دارم به خود اجازه مىدهم گوشزد كنم كه به واسطهء اوضاع بين المللى ، برايتان امكان حاصل نشد با تاكتيك خودتان دولت را مرعوب و مجبور به بعضى تغييرات كنيد و يا مملكت را از نفوذ و حضور انگليسها آزاد نماييد . تكرار مىكنم كه اين تقصير شما نيست بلكه به علت وضع بين المللى است كه از زمان جنگ به اين طرف ناشى شده است . از آنجايى كه ما يعنى دولت شوروى در اين موقع نه تنها عمليات انقلابى را بىفايده و بلكه مضر مىدانيم ، اين است كه فرم سياستمان را تغيير و طريق ديگرى اتخاذ كرده‌ايم . هرچند از زمان عقد قرارداد ما با ايران ، كه سياستمان را به روشنى نشان مىدهد چند ماهى بيش نگذشته است و مدت كوتاهى است كه من در ايران مأموريت يافته‌ام ، معهذا پيشرفت‌هايى در سياستمان محسوس است كه نفوذ معنوى انگليسها در شمال ، بلكه تا اندازه‌اى در جنوب متزلزل شده است ، اما هنوز از جهاتى داراى نفوذ بسيارى هستند . معهذا گمان دارم بتوانيم به كمك توده‌هاى حساس ملت ، اين نفوذ را از بين ببريم . اين نظريات ، مرا وادار كرد در رابطهء شما با دولت مداخله نمايم . شما ملتفت هستيد كه از روى مواد قرارداد ، ما مجبوريم دولت را از وجود انقلابيون و عمليات آنها راحت كنيم . اجبار ما منحصر است به خارج كردن قواى انقلابى روس و آذربايجان از گيلان ، از طرف ديگر برطبق همان قرارداد ما مكلف نشده‌ايم كه در مقابل دولت از قواى انقلابى ايران حمايت كنيم . پس از آنكه عدم مداخله در كارهاى داخلى ايران را قبول كرديم ، طبعا نبايد در مقابل دولت از هيچ‌يك از اهالى دفاع كرد ، چنانچه من يك همچو نظرى را كه حق من است اتخاذ مىكردم ، حق داشتم كه خود را كنار كشيده اعلام كنم در رابطهء دولت ايران و كوچك خان انقلابى هيچ‌گونه دخالتى ندارم . اين بود كه در ملاقات اولى من با سعد الله درويش ، او را از نظرياتم يعنى ضرر ادامهء عمليات انقلابى در شمال آگاه و خواهش كردم كه شما را از اين نظريات مطلع سازد تا عملا آن را مجرى داريد . بعدا پس از آنكه از سعد الله درويش شنيدم كه در ميان ما توافق نظر پيدا شده و شما حاضريد كه سياست خود را با سياست من تطبيق دهيد ، زياده از حد مشعوف شدم . من گمان مىكردم كه پس از خروج قواى بيگانه و صدور تأمين نامه براى شما به وسيلهء من ، شما يا خلع سلاح شده و يا به نقطه‌اى