حسن مرسلوند
487
زندگينامه رجال و مشاهير ايران ( فارسي )
اعمال جاهلانهء افراطى خود ويران ساختهاند . اكنون مصمماند همان اعمال در ايران تكرار شود ، غافل از اين كه زمامداران سويت روسيه و هر مرد عاقل سليم النفسى از اين حركات متنفر است و بالاخره آنها را مورد ملامت تاريخى قرار خواهند داد . رفقاى شما دوسهتا نادان را به خود ضميمه و نام اين جمع را « كميتهء انقلاب » گذاشته و آن بدبختيها را آلت دست قرار دادهاند . ولى بدانند من و رفقايم محال است آلت دست آنها بشويم . من عارى از شرف مىدانم كسى را كه حقوق حاكميت و استقلال مملكت را فديهء شغل و مقام كند و يك ملتى را اسير آز چند تن خودخواه افراطى ، كه از تظاهرات افراطيشان چيزى جز رياست نمىخواهند قرار دهد . من استقلال ايران را خواهانم و بقاى اعتبارات كشور را طالبم . آسايش ايرانى و همهء ابناى بشر را بدون تفاوت دين و مذهب شايقم . من بيانات لنين و تروتكسى و براوين و ساير زمامداران عاقل را كه گفتهاند : « هر ملتى بايد مقدراتش را خود در دست بگيرد . » ، قبول داشته در مقام اجرايش هستم . هركس كه در امور داخليمان مداخله كند ، ما او را در حكم انگليس و نيكلا و درباريان مرتجع ايران مىشناسيم . من آلت دست قوىتر از شما نشدهام چه رسد به شماها . ما به شرافت زيست كردهايم و با شرافت مراحل انقلابى را طى كردهايم و با شرافت خواهيم مرد . گمان كرديد من مايلم با شماها كار كنم كه مىنويسيد با رفقايتان مشورت خواهيد نمود بلكه مرا بپذيرند . قطع بدانيد كه كار كردن ما با شما غير ممكن است ، زيرا عقايد شما و عمليات شما از هر زهر كشندهاى كشندهتر است . با اين وجدانكشىهايى كه شده و به ما نسبت خيانت و سازش با انگليس و دولت مستبدهء ايران دادهايد ، ديگر محال است به شماها اعتماد و اطمينان داشت . ما مىمانيم و منتظر جريان حوادث مىشويم تا حق و حقيقت آشكار شود .