حسن مرسلوند
486
زندگينامه رجال و مشاهير ايران ( فارسي )
ما با رفقاى شما جنگ نمىكنيم و دستاويزى به آنها نمىدهيم و آنقدر صبر مىكنيم تا حقايق از پرده بيرون افتد و آنها را مفتضح كند . كشف شدن حقيقت براى ما بهترين لذات خواهد بود . به ما ضد انقلاب گفتيد ، آن كدام با وجدان منصف است كه بداند و نگويد كه 15 سال است من و رفقايم با كسب افتخارات تاريخى تا امروز مراحلى را طى كردهايم كه ذكرش براى اغلبى زهره شكاف است . ما قدمهاى مقدس انقلابى را با راستى و درستى بدون هيچگونه آلايش برداشتهايم . انگليسها و دولت نيكلايى ، به من حكومت ، سلطنت ، امتيازات و رياست مىدادند و من به اتكاء توجه مردم و احساسات عمومى و مقبوليّت عامّه كه همين چيزها آخر الامر فساد و دروغگويىهايتان را برملا خواهند ساخت ، پشت پا زدم . من در هر محكمهء قانونى وجدانى ثابت خواهم كرد كه نه تنها ايران ، بلكه روح انقلاب سوسياليستى از رفقاى شما بيزار است . به نطق فلان حق سوز و يا قلم فلان حقيقت كش و يا به دسيسه و اشتباه كارى امثال ابو كف نبايد دلگرم بود . آنها نخواهند توانست ما را ضايع كنند ، اگر راست مىگويند و مردم بىغرضى هستند ، به اظهارات ما و بيانات خود دقت كنند . اين اولين دفعه نيست كه به ما حسد مىورزند و خيانت مىكنند ، چند نفر ، چند بار به اين راه باطل رفتند و سرانجام مغلوب حق شدند ؛ چنانكه براى رفقاى شما نيز چنين عاقبتى دشوار نيست و آنوقت است كه متنبّه خواهند گرديد . شهر را اشغال نموده ، حكومت را به انزوا مجبور ساختيد . پستخانه و تلگرافخانه را تصرف و راهها را تحت نظارت گرفتيد ؛ براى اينكه مانع شويد حرف صحيحمان به گوش كسى برسد تا رفقاى شما مقاصد مشئومشان را به موقع اجرا درآوردند . نظير اين عمليات را وثوق الدوله و انگليس و دولت تزارى روس كرد و بالاخره هيچكدام طرفى نيستند و همه نابود شدند . مطمئن باشيد كه اظهارات درستمان ، و لو پس از مرگمان هم به گوش دنيا خواهد رسيد و از بيدادگريتان اطلاع خواهند يافت . در آن هنگام همان افكار عامّهاى كه نيكلا را برانداخت و دنيكن و كلچاك را از بين برد ، وثوق الدوله و يارانش را ساقط نمود ، شماها را به كيفر بد عملتان خواهد رسانيد . رفقاى شما گمان دارند بسان يك قوهء قاهرهاى در برابر همهء اين مشكلات خواهند ماند ، اما چنين نيست ، فقط احساسات عامّه است كه اين مشكلات را رفع مىكند . رفقاى شما اگر غارتگرى و آدمكشى را « مسلك » نام گذاشته و اين عمليات را به نام كمونيزم مرتكب مىشوند ، بنابراين شاهسونها كه صدها سال است مرتكب اين اعمال مىشوند از همه كمونيستترند . به گمانشان چون تازه اول كار است ، كلمات « فقراء كاسبه » و « رنجبر » و « تواريش » خشك و خالى خريدارانى دارد ، غافل از اينكه طشت از بام افتاده و از انبانه هرچه بوده سرازير شده است . اگر راه روسيه باز شود و مردم آزاد گردند ، معلوم خواهد شد كه بر خلاف تمايل بزرگان قوم ، مناظر فجيعى از اين قبيل به دست افراطيونى امثال ابو كف در روسيه نيز ايجاد شده است . به نام حمايت از رنجبر ، رنجبران را غارت نموده با قحطى و گرسنگى مصائب طاقتفرسا به بار آورده و كشور پهناورى مانند روسيه را با