حسن مرسلوند
422
زندگينامه رجال و مشاهير ايران ( فارسي )
انقلابات و حوادث غير منتظرهاى در پيش دارد . در اين نكته را ترديد دارم كه آيا در نتيجهء جنگ ما به استقرار سلم و صلح در اروپا موفقيت حاصل كردهايم يا خير ؛ ليكن ، اعم از آنكه بدين مقصود موفقيت حاصل شده باشد يا نشده باشد يك مسئله در نزد من قطعيّت دارد كه تا مدّتى نمىتوانيم وضعيّات ثابتى در آسيا مستقر داريم ؛ شكسته شدن دو امپراتورى روس و عثمانى در اين صحنه يك فضاى خيلى خالى گذارده و مدّتها وقت و زحمت لازم است تا عناصر صلحطلب و آرامى در اين فضا جاى گيرند . ظهور بالشويزم در ظرف چند ماه اخير عناصر آشوبطلب جديدى را پديدار نموده و بايستى مطمئن باشيم و يقين كنيم تا زمانى كه اين گروه داراى قدرت و حيات هستند ، تبليغات وسيعه در قطعات مختلفهء آسيا به عمل خواهند آورد . بدين جهت شايد ما بعد از مخاطرات جنگ با خطرهاى بزرگترى در آتيه مواجه باشيم . اگر اين پيشبينى مقرون به حقيقت باشد براى صلح آسيا و در حقيقت صلح عالم ، هيچچيز مضرتر از اين نيست كه در قلب شرق وسطى ، يك مملكتى باشد كه به سبب ضعف و فرسودگى ، مركز و آشيانهء هرجومرج گردد . فىالجمله ضعف و سستى اگر در اين حلقه زره مشاهده گردد تمام آسيا متلاشى خواهد گشت . مقصود ما اين است كه در صورت امكان تمامت آسيا در حكم يك صخرهء محكمى باشد كه از برمه در مشرق تا بين النهرين در مغرب نظم و آرامش مستقر گردد و تا درجهاى كه مسئوليت اين امر به سبب استملاك و يا در پرتو نفوذ سياسى انگلستان است ، ما تمام همّ خود را مصروف ايفاى آن خواهيم نمود . هرگاه اين موضوع همانطور كه من تصور مىكنم موضوعى مقرون به صحت باشد ، از جمله شرايط حياتى و ضرورى موفقيت آن اين است كه انگلستان و ايران با مشاركت يكديگر جدّوجهد نمايند ؛ زيرا هرگونه نقاضت و اصطكاك ، هر قسم حسد و ضدّيت ما بين طرفين مانع از نيل مرام و موجب عدم موفقيت خواهد بود . هرگاه ايران حاضر و مايل به قبول اين قرارداد نبود ، نمىتوانست ما را براى آن حاضر نمايد . ما مشتركا حاضر هستيم اين قرارداد را دفاع نماييم و در آتيه منتظر هستيم كه در موقع اجراء ، حقيقت و روح آن محفوظ ماند . بنابراين با اين قول و تعهد كه ما نسبت به قراردادى كه ايران با ما منعقد ساخته است وفادار خواهيم بود و با عقيدهء راسخ كه آنها نيز با همين روح آن را تعبير و اجراء خواهند كرد ؛ از شما تقاضا مىنمايم كه با من شركت جسته به سلامتى مهمان ارجمند جامى بنوشيد . »