حسن مرسلوند
305
زندگينامه رجال و مشاهير ايران ( فارسي )
شوراى انقلاب به زودى دست به اصلاحات اساسى در سطح گيلان زد . اخراج مأمورين دولت و تأسيس ادارههاى متناسب با وضعيت انقلابى و تعيين حكمران و رؤساى ادارات از كارهاى اوليّهء آنان بود . نيروهاى مؤتلفهء جنگلى به زودى سيطرهء خود را از نظر نظامى به تمامى نقاط گيلان بسط دادند و از تمام جبهههاى جنگ براى انقلابيون مژدهء فتح و بشارت رسيد . اما اين پيروزىها ديرى نپاييد و آتش اختلاف و نفاق از درون تشكيلات انقلابيون زبانه كشيد . زمانى كه ارتش سرخ به خاك ايران آمد ، چند تن از اعضاى حزب عدالت باكو نيز تدريجا به گيلان وارد شدند و سازمان حزبى خود را در رشت داير كردند و اين حزب كه افراد ايرانى نيز در آن شركت داشتند . به تندروى و تبليغات افراطى پرداختند ؛ تا جايى كه ميرزا كوچك خان به عنوان اعتراض به اعمال حزب در 18 تير 1299 رشت را ترك كرد و به فومن رفت و اعلام كرد مادام كه بىترتيبىهاى جارى رفع نشود و افراد حزب عدالت از پرخاش و ستيزهجويى و تبليغات مرامى دست برندارد ، از فومن برنخواهد گشت . افراد حزب عدالت كه در حقيقت جناح كمونيست جنبش جنگل بودند ، در روز نهم مرداد 1299 از غيبت ميرزا كوچك خان استفاده كردند و دست به كودتا زدند . دستگيرى طرفداران ميرزا كوچك خان و تصرف اماكن نظامى و مصادرهء اسلحهء انقلابيون جنگل از اقدامات اوليهء كودتاى سرخ بود . ميرزا دستور داد جنگلىها بدون مقاومت و زدوخورد عقبنشينى كنند و به جنگل پناه ببرند . پس از كودتا ، احسان الله خان كه در ابتدا عضو سادهاى از جنبش جنگل بود به مقام سركميسرى يعنى بالاترين مقام هيئت دولت انقلابى نائل آمد و خالو قربان كميسر جنگ شد . عاقلانه نيست اگر كودتاى سرخ در گيلان يك اقدام خودسرانهء بدون حامى دانسته شود ؛ اين كودتا از ماهها قبل طرح و برنامهريزى شده بود . كاژانف فرماندهء ارتش سرخ در ايران كه در مناقشات بين ميرزا كوچك خان و جناح كمونيست ، طرف ميرزا كوچك خان را مىگرفت به وطنش احضار شد و به جاى او ابو كف كه معتقد بود بايستى جنبش گيلان توسط كمونيستها رهبرى شود ، جاى او را گرفت و كودتا را برنامهريزى كرد . در اين كودتا مديوانى ( نمايندهء بازرگانى خوشتاريا ) ، آناستاس ميكويان ( كميسر تجارت شوروى كه در سازمانهاى حزب باكو فعاليت مىكرد ) و بلومكين ( نمايندهء پليس مخفى شوروى چكا )