حسن مرسلوند
45
زندگينامه رجال و مشاهير ايران ( فارسي )
السلطنه چند مرتبه آدم فرستاد كه مبادا بستىها را بدهى و خود را سبك و خفيف كنى ، نترس و به والى جواب سخت بده . . . » به هر جهت پس از عزل ظفر السلطنه از حكومت كرمان سردار نصرت معاون و دستيار حكومت كرمان شد و با آغاز جريان مشروطهخواهى ، او نيز فرصتطلبانه خود را آزاديخواه معرفى كرد و سنگ مشروطه به سينه زد . تمام حكام كرمان را به نحوى از ميدان به در برد . هنگامى كه در سال 1330 قمرى امير اعظم نصرت الله عضدى حكمران كرمان شد ، سردار نصرت با هميارى مأموران كرمانى به خرابكارى و كارشكنى و ايجاد ناامنى در خطهء كرمان پرداخت ؛ به طورى كه مأموران رسمى بريتانيا كلنل هيگ كنسول كرمان و سر والتر تنلى سفير كبير انگلستان در ايران ، در گزارش خود به سر ادوارد گرى ، سردار نصرت را عامل آنتريكها و تحريكات عليه حكمران معرفى مىكنند . در جريان شورش مردم كرمان عليه امير اعظم ، سردار نصرت از كرمان خارج شد ، به تهران آمد و در خرابى كار امير اعظم مىكوشيد . او كه حمايت دموكراتها را نيز به دست آورده بود ، صف مستحكمى عليه حاكم به وجود آورد تا بالاخره پس از شورش و كشتار مردم ، امير اعظم معزول و امير مفخم ، لطفعلى بختيارى جانشين او شد . در دوران حكمرانى امير اعظم بود كه دو جوان آزاديخواه و روشندل به نامهاى ميرزا حسن رئيس و رفعت نظام ، پس از جنگهاى مكرّرى كه با حاكم كرمان كردند ، دستگير شدند و امير اعظم در آخرين دقايق حكمرانى خود دستور داد آنها را به دار زنند و مردم كرمان را عزادار كرد . گفته مىشود سردار نصرت نيز در اين قضايا بىتأثير نبوده است ؛ به طورى كه مليّون بعدها به همين جرم با بمب دستى قصد ترورش را كردند كه موفق نشدند . او با نيروهاى انگليسى در جنوب همكارى نزديك داشت و از معتمدين ژنرال سايكس به شمار مىآمد . در زمان حكمرانى خود در كرمان ، از هيچ عمل پستى براى حفظ موقعيت خود و پول ستاندن از مردم خوددارى نكرد و سرانجام با اينهمه سوابق زشت و پليد به نمايندگى مردم جيرفت ، وارد دورهء پنجم مجلس شوراى ملى شد . بالاخره در 17 آبان 1313 وفات يافت . م : قاسمى ، ابو الفضل ، اليگارشى ، ج / 2 .