سيد محمد باقر برقعى

89

سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي )

كريمىزاده در شمار شعراى غزلسراى خوب اردكان است وى از ميان شعراى متقدم به اشعار حافظ و صائب بيش از ديگر شاعران دلبستگى نشان مىدهد و در بين معاصران به اشعار رهى معيّرى و عماد خراسانى و ابو الحسن ورزى و حجة الاسلام محمد حسين بهجتى « شفق » علاقه دارد . اى نازنين زيبا گاهى سراغى از من دردآشنا بگير * اى نازنين بيا خبر از حال ما بگير يك‌لحظه غم نمىشود از جان من جدا * از غم تو درس مهر و محبّت فرا بگير افتاده‌ام ز پا تو بيا از سر وفا * آخر ترحّمى كن و دست مرا بگير از دشمنان دوست‌نما ضربه خورده‌ام * ديگر بس است ، جان مرا اى خدا بگير اى غم تو بوده‌اى همه‌شب همدم دلم * تركم مكن بيا به دلم باز جا بگير گفتى كه دل مبند به خوبان شهر عشق * مىخواستم نشد ، تو دل از ما بيا بگير دارم دلى شكسته و « غمگين » ز جور دوست * گاهى سراغى از من دردآشنا بگير واژه‌هاى سبز چشم هجران ديده‌ام شب‌زنده‌دارى مىكند * باغ پراحساس دل را آبيارى مىكند چشمه‌سار طبع پرجوش و خروشم هر سحر * بر زبانم واژه‌هاى سبز جارى مىكند با بُت نامهربانىها كه ديده طفل دل * بىتو مىگيرد بهانه ، بىقرارى مىكند من نه تنها سوگوارم در فراق روى تو * در فراقت نىلبك هم سوگوارى مىكند هيچ مىدانى كه در عشق تو از روز ازل * لاله هم مثل دل ما داغدارى مىكند غنچه باران مىشود ديوان سبز شعر دل * عشق ، طبعم را در آن شبها كه يارى مىكند روى زيباى تو اى زيباترين مفهوم عشق * ماه تابان را دچار شرمسارى مىكند گرچه « غمگين » گشته از عشق تو ديوانه ولى * گاهگاهى ادّعاى هوشيارى مىكند