سيد محمد باقر برقعى
86
سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي )
تجليل مقام مادر كرد تا خلقت خدا در روز اوّل جان مادر * گشت احيا تا به آخر جسم ما ز احسان مادر ما نمىكرديم اندر كسوت انسان تجلّى * سكّهء هستى نمىزد گر خدا بر جان مادر علّت افزايش نسل بشر در روى گيتى * باعث ابقاى جنس آدمى امكان مادر منبع مهر و محبّت ، مظهر صلح و سلامت * جايگاه رحمت حقّ ، سينهء سوزان مادر از براى كودكان در اين جهان ناملايم * امنتر جايى نباشد هيچ ، جز دامان مادر اى كه در اوج غرورى ، هيچ مىدانى چه بودى ؟ * كودكى ازهرجهت بىچاره و حيران مادر تا نمود از شيرهء جان صبح و ظهر و شام سيرت * داغهايى دارد از دندان تو ، پستان مادر تا درآوردى برون دندان و ميل نان نمودى * بر جگر صد بار آمد از الم دندان مادر از براى اينكه از گرما و سرما حفظ گردى * سوخت از سرما و گرما روز و شب اركان مادر خواب ، شيرين است ، امّا تا سحر بيدار ماندن * نيست از بهر تو اين جز قوّت ايمان مادر من چه گويم درخصوص آنكه در انجيل و قرآن * كرده در حقّش سفارش ، خالق سبحان مادر در نظر آر آيهء « أُفٍّ وَ لا تَنْهَرْهُما » « 1 » را * با تو تا دانى چه باشد ، با خدا پيمان مادر مختصر با اين زبان الكن و اين مايهء كم * كى توانم بهتر از اين گفتن اندر شأن مادر قصد من از اين همه تصديع اين باشد كه گويم : * اى پسر تا مىتوانى ، كن دعا بر جان مادر سعى كن تا مىشود از خود نرنجانى دلش ، چون * عرش مىلرزد چو بيند ديدهء گريان مادر با پدر هركس درافتد ، كرده با يزدان ستيزه * مىكند عصيان خدا را ، هركه كرد عصيان مادر هست پشتيبان او روز قيامت حضرت حقّ * اندر اين دنيا هرآنكس بود پشتيبان مادر من پى اتمام حجّت ، گفتم اينها را به « غمگين » * تا نگويد : بىخبر بودم من از عرفان مادر شعر خواندنى دوش يك صاحبدلى در بزم ما اقبال كرد * بهر ما حالى پديد آورد و با ما حال كرد
--> ( 1 ) - سورهء بنى اسرائيل ، قسمتى از آيهء 23 .