سيد محمد باقر برقعى

782

سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي )

و در انواع شعر از قصيده و غزل و مخمّس و رباعى طبع‌آزمايى كرده و مىنمايم ؛ تا جايى كه چند تن از مدّاحان مشهد و بيشتر مدّاحان بجنورد از سروده‌هاى من در مجالس سوگوارى استفاده مىكنند و از لحاظ زندگى ، شغلى آزاد دارم و با قناعت و آزادگى و آسودگى زندگى مىكنم و تاكنون جز مدح اهل بيت رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلم مدح كسى را نگفته‌ام . » حرف عشق آنان كه حرف عشق به دفتر نوشته‌اند * پيدا بوَد كه از ره باور نوشته‌اند آب و گل وجود همه اهل راز را * با عشق جاودانهء مخمّر نوشته‌اند پيرايه ساز نه فلك اندر زمان شب * از روشنى ماه و ز اختر نوشته‌اند هم با بقاى پايهء مظلوم در جهان * پيوسته از فناى ستمگر نوشته‌اند در كشور قناعت و در فقر خاكسار * درويش را به نام قلندر نوشته‌اند در رتبه سالكان طريقت به كلك وحى * از ديگران فراتر و برتر نوشته‌اند اولاد مصطفى و علىّ را به راه دين * والامقام و سيّد سرور نوشته‌اند آرى ! گدايىِ درِ شاهنشه نجف * بهتر ز تاج و مسند و افسر نوشته‌اند در اين زمينه از اثر طبع خوش چنين * بيتى ز شعر شاعر ديگر نوشته‌اند عمرى بوَد كه روزى هرروزهء مرا * در پيش طاق مطبخ حيدر نوشته‌اند ما را پناهگاه « مريدا » به رستخيز * تحت لواى ساقى كوثر نوشته‌اند مظلوم عالم كيست اين مولا كه شب‌ها ديده دريا مىكند * درد دل از سوز دل با حىّ يكتا مىكند كيست اينكه آتش از قلبش زبانه مىكشد * در دل مجمر به‌سان عود مأوا مىكند كيست اين صاحب نداى آتشين كز ناله‌اش * غرق ماتم شهر يثرب را سراپا مىكند كيست اين مظلوم عالم كز غم مظلومه‌اش * در بقيع پيوسته آه و ناله شب‌ها مىكند