سيد محمد باقر برقعى

758

سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي )

بكوش در همهء عمر بهر درك حضورش * ز كف رها نكند عاقل اغتنام معلّم شرنگ حادثه بادا به جام در همه عمر * كسى كه ساخت در ادوار ، تلخ كام معلّم پس از تصوّر اشياء دهر گفت « مدرّس » * سعيد باب نزيه است شير مام معلّم در ستايش اذان نماز يوميّه گر گشته هم‌عنان اذان * كنايتيست تو را رمز جاودان اذان مناره‌هاى اذان سركشيده‌اند به عرش * به حكم آنكه رفيع است عزّ و شأن اذان اگر نماز و اذانند هر دو بر دژ حقّ * بدان نماز بود فى المثل چو جان اذان اذان به وقت مسلمان شدن ز كفر بس است * شهادتين چنان در بر آستان اذان مهم‌ّترين عمل ، مسلمين ! قيام نماز * همان قيام و قعودش بود نشان اذان بلال اشهد مىگفت و حقّ قبولش كرد * چو داشت دست تمسّك به ريسمان اذان كنار گلشن اگر عاشقان كنند نشاط * مرا نماز گل‌اندام و بوستان اذان برو به ذكر خدا كوش در تقرّب حقّ * از اينكه چتر رسول است سايبان اذان به فتح مكّه آمد بلال روز نخست * اذان اوست كه شد بيت حقّ مكان اذان معارفى ز اذان جلوه كرد و دانستم * حكايتيست نهان ذيل داستان اذان چو لب گشود مؤذّن به ذكر ، بشنيدم * هزار تلبيه از صوت بىزبان اذان بگو نماز كهن را به گوش هر نوزاد * از اينكه تا شود از رنج ، كامران اذان بخوان قضاى مسافر اذان پربركات * مگر كه باد ز هر ورطه ، در امان اذان قيام كن ز براى نماز و عذر ميار ! * اعوذ باللّه ! اگر دم زند فغان اذان مهيمنا ! به تو آرم مدام دست نياز * كه بهره‌ور شوم از امر دل‌ستان اذان مقام فاطمه زهرا عليها السّلام مرحبا عيشى كز او ارض و سما آراستند * بزم شادى با مسرّت ماسوى آراستند در جمادى الثّانى از ميلاد زهراى بتول * همچو رضوان خانهء آل عبا آراستند