سيد محمد باقر برقعى

675

سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي )

حلّال مشكل‌ها تويى ، آرامش دل‌ها تويى * هر بينوا را ناصرى ، يا آنكه بالاتر ، علىّ شأن تو نبود از كرم ، بخشى به سائل خاتمى * شافع به روز محشرى ، يا آنكه بالاتر ، علىّ مرغ بيان « مجلسى » از عشق رويت پر زند * تا بر سرير شاعرى ، يا آنكه بالاتر ، علىّ مين غزل امام خمينى ( ره ) شوق ديدار تا به وادى طلب واقف اسرار شدم * آشنا با غم دل جانب خمّار شدم ديدم آن طلعت زيبا و ز رفتار شدم * « من به خال لبت اى دوست گرفتار شدم چشم بيمار تو را ديدم و بيمار شدم » * بر سر بام خرابات چو بيرق بزدم پاى همّت به سر گنبد ازرق بزدم * بادهء عشق تو از جام مروّق بزدم « فارغ از خود شدم و كوس انا الحقّ بزدم * همچو منصور خريدارِ سرِ دار شدم » منم آن عاشق دل‌سوختهء خون‌جگرى * همچو مرغى كه از او مانده به‌جا مشت پرى گويمت خواهى اگر پى به غم دل ببرى * « غم دلدار فكنده‌ست به جانم شررى كه به جان آمدم و شهرهء بازار شدم » * من كه بودم به ره عشق بتان نوآموز مسجد و مدرسه رفتم كه كنم حلّ رموز