سيد محمد باقر برقعى
640
سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي )
فرزند پسر است كه ارشد اولاد به نام على سلطان محمّدى است كه داراى طبع شعر و قريحهء شاعرى مىباشد . مايل در شمار مدّاحان اهل بيت عصمت و طهارت عليهم السّلام بود و در نوحهسرايى شورى در جمع مىافكند و تا پايان عمر در اين راه گام برمىداشت و سرانجام در بهمنماه سال 1354 بدرود حيات گفت و در جوار بقعهء حضرت محمّد هلال عليه السّلام در آران به خاك سپرده شد . آيينهء دل تا در آيينهء دل عكس جمال يار است * غير معشوق كجا حرف دگر در كار است گر به كويش بنهد سر عوض پا به زمين * كى به عاشق محن و سختى ره دشوار است ساقيا ! باده بده موسم عيش است و طرب * مطربا ! وقت دف و چنگ و نى مزمار است مرغ روحم ز قفس عزم پريدن دارد * همچو بلبل به سرش عشق گل و گلزار است هركه شد عاشق يارى ، بودش خواب حرام * آرى ، عاشق همهشب تا به سحر بيدار است كوس الفقرى و فخرى زند آن رهرو عشق * بر سرش كى هوس جاه و زر و دينار است اصل مرآت حقيقت دل عارف باشد * ز آنكه واقف ز حقايق شده هم ز اسرار است نيست تا دير مُغان بُعد مسافت اى دل ! * ليك بىرفتن هادى سُبُلى دشوار است بكشد يار مرا از خم ابروى كجش * ليك در حقّ من آن هرچه كند مختار است همچو منصور سرِ دار انا الحقّ گويد * آنكه آماج به پيكان غم دلدار است آنكه شد جرعهخور جام تو اى پير مغان * اشتياقش به خُم و ساغر مى بسيار است باك از طعنهء اغيار ندارد عاشق * كه اياقش ز مى عشق پر و سرشار است از غم آن گل نورستهء خودرو چون مرغ * عاشقان را به چمن شور و نوا بسيار است بندهء حقّ نه به ملبوس و كلاه است و ردا * نه به تحت الحنك و خرقه و نى دستار است مُهر زن ، بر لب و خاموش نشين اى « مايل » * كه ره عشق نه راه گذر و بازار است