سيد محمد باقر برقعى

546

سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي )

چشم‌انداز خواب تواند تفنگى در گلو مىداشتم كاش ! دريغ‌نامهء انسان « 1 » ستاره‌اى ، كه بر زبان تو مىرود باران تاريك را از كتف خاك مىسترد . ستاره‌اى ، كه بر زبان تو مىرود شمشير و آب و ترانه كه نامى بلند و تابان مىبخشد . ستاره‌اى ، كه بر زبان تو مىرود ستاره نيست دريغ‌نامهء انسانيست .

--> ( 1 ) - نامى براى غريب‌ترين پرسش روزگاران : « هل من ناصر » حسينى .