سيد محمد باقر برقعى
479
سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي )
« رؤياى قرن ما » رؤياى قرن ما در بىكران عرصهى هستى هرچند هيچ نيست ور نيك بنگرى از هيچ كمتر نيست امّا ز بخت تيره و از سرنوشت شوم ديريست با دقايق اميد كهن قوم خستهام بر گل نشسته است آرى فريب نغز و بزرگى كه نام او پاك و مقدس است آزادى خجسته ، اين بىكرانگى معناى زندگى هردم به شيوهاى در پنجهى رذالت ديوان در سرشت در مسلخ شكوفه و در دوزخ بهار بردار رفته است يك قرن رفت و باز اين بىكران سپهر سرود و سرو رؤياست نزد ما از جوهر اهرمن وز جهل انجمن