سيد محمد باقر برقعى
462
سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي )
كاكايى در مورد مجموعهء شعر « آوازهاى واپسين » خود چنين مىگويد : « آوازهاى واپسين نماد استحالهء روح يك انسان است ، در پى يافتن يك حقيقت انكار شده ؛ جستنى هميشگى و نايافتنى ابدى ؛ واپسين ترنّم سوختن و شكستن و مستحيل شدن در خاك ؛ گريزى در خويش و زيستن با سرشتى مبهم ، مثل يك نشانه از مسلكى گمشده . » اينك نمونههايى چند از شعر او : مرز انتظار آهسته از غبار گذشتند * ياران بردبار گذشتند از مرزهاى روشن ديدار * روزى هزار بار گذشتند مثل نسيم بىخود و سرمست * از سيمخاردار گذشتند با يك بغل بشارت و لبخند * از مرز انتظار گذشتند مثل ترنّم شب يك رود * بر خواب كوهسار گذشتند از صخرههاى ساحل خاموش * چون موج انفجار گذشتند سكّهء خورشيد صبح ، روى از ستاره تافته است * شهرى از سپيده تافته است گشته در معبر سپيده و شب * سكّهاى سرخ و زرد يافته است سرخ و زرد است سكّهء خورشيد * بسكه در كورههاى تافته است سايهها تكّهپارههاى شباند * تيغ خورشيدشان شكافته است باز با پولك ستاره ، غروب * تكّهها را دوباره بافته است ياس افسرده بجوييد در من كسى مرده است * كه بوى تعفّن مرا برده است