سيد محمد باقر برقعى
324
سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي )
به كتاب علم تو مندرج بود آنچه كان و ما يكون * توئى آن مصوّر ما خلق كه من الظواهر و البطون بود اين عوالم كن فكان اثر فعال تو يا على * تو همان درخت حقيقتى كه اين حديقهى دنيوى ز فروغ تور تو مشتعل شده نار نخلهى موسوى * انا ربّكم تو زنى و بس بسان تازى و پهلوى ز تو در لسان موحّدين بود اين ترانهى معنوى * كه انا الحق است به حق ثمر نهال تو يا على توئى آن تجلّى ذو المنن كه فروغ عالم و آدمى * ز بروز جلوهى ما خلق ، بمقام و رتبه مقدّمى هله اى مشيّت ذات حق كه بذات خويش مسلّمى * بجلال خويش مجلّلى ز نوال خويش منعّمى همه گنج ذات مقدّست شده ملك و مال تو يا على * تو چه بندهاى كه خدائيت ز خداست منصب و مرتبت رسدت ز مايهى بندگى كه رسى بپايهى سلطنت * احدى نيافت ز اوليا چو تو اين شرافت و منزلت همه خاندان تو در صفت چو تواند مشرق معرفت * شده خشم دوره علم و دين بكمال تو يا على تو همان مليك مهيمنى كه بهشت جنت و نه فلك * شده ذكر نام مقدّست همه ورد السنهى ملك پى جستجوى سالكان بطريقت آمده يكبهيك * به خدا كه احمد مصطفى به فلك قدم نزد از سمك مگر آنكه داشت در اين سفر طلب وصال تو يا على