سيد محمد باقر برقعى
325
سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي )
توئى آنكه تكيهى سلطنت زدهاى بتخت مؤيّدى * به فراز فرق مباركت شده نصب تاج مخلّدى ز شكوه شاه تو برملا ، جلوات عز و ممجّدى * متصرّف آمده دريدت ملكوت دولت سرمدى تو نه آن شهى كه سلطنت بود اعتزال تو يا على * توئى آنكه ذات كسى قرين نشده است با احديّت توئى آنكه بر احديّت توئى آنكه برشده مستند صمديّت * نرسيده فردى و جوهرى بمقام منفرديتت نشناخت غير تو هيچكس ازليّت ابديّتت * تو چه مبدئى كه خبر نشد كسى از مآل تو يا على تو كه از علايق جان و تن بكمال قدس مجرّدى * تو كه بر سرائر معرفت ، به جمال انس مخلّدى تو كه فانى از خود و متصف بصفات ذات محمّدى * به شئون فانى اين جهان نه معطّلى نه مقيّدى بود اين رياست دنيوى ، غم و ابتهال تو يا على * تو همان تجلّى ايزدى كه فراز عرشى و لامكان دهد آن فؤاد و لسان تو ز فروغ لوح و قلم نشان * خبرى ز گردش چشم تو ، حركات گردش آسمان تو كه ردّ شمس كنى عيان بيكى اشارهى ابروان * دو مسخّر آمده مهر و مه هله بر هلال تو يا على هله اى موحّد ذات حق كه بذات معنى وحدتى * هله اى ظهور صفات حق كه جهان فيض و رحمتى