سيد محمد باقر برقعى

262

سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي )

بده پاسخ پرسشم را تمام * بگو راز خلقت چه بوده ؟ بگو لاله‌ها تا ابد چشمان دريا سوگوار لاله‌هاست * سيل مرغان مهاجر ، بىقرار لاله‌هاست سايه سنگين است بر گلواژه‌هاى تابناك * چون سبكبار از هوا سنگ مزار لاله‌هاست دست بر دل داغ من مىگذارى اى بهار * آمدى ايران هنوزم داغدار لاله‌هاست گوشه‌گوشه مادرى دامن كشيده روى خاك * اشكهايش شبنمى روى غبار لاله‌هاست مانده در قابى درخشان ، سالها آن چهره‌ها * كور باشد هر چراغى تا كنار لاله‌هاست آن‌همه شوق و صداقت آن‌همه پاكى و عشق * چشم معصومانه تنها يادگار لاله‌هاست ناله‌اى با شكوه‌اى ديگر نمىآيد به گوش * از رمين خسته زيرا رازدار لاله‌هاست سر فروبردند درياها به كام چاهها * بس‌كه يوسف‌هاى زخمى غمگسار لاله‌هاست هر قدم با ردّ پاى لاله‌اى طىّ مىشود * شهر من هر شاهراهش ، رهگذار لاله‌هاست غريبانه پر از عطر گل بود و جارى نشد * شكوفنده امّا بهارى نشد چه شبها سكوت زمان را شكست * پر از نغمه امّا قنارى نشد شب از سايه‌ساز گلستان گذشت * دلش آشنا جز به خارى نشد غريبانه رفت و غريبانه مرد * و بر خاك او سوگوارى نشد