سيد محمد باقر برقعى

256

سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي )

فريده رجبى در سال 1380 نخستين مجموعهء شعر خود را به نام « انديشه‌هاى دريائى » چاپ و منتشر كرد و در سال 1383 دوّمين مجموعهء اشعارش با نام « گلهاى اهورائى » طبع و روانه بازار شعر و ادب كرد . عقاب آن شب كه با نگاهت در پيچ‌وتاب بودم * در گيرودار ، ابرى ، مست شتاب بودم گاهى كه زورقت را مهتاب سايه مىزد * بر ساحل سپيدى ، چون ماسه خواب بودم پروانه‌هاى آتش ، بىبال مىپريدند * در بهت آسمان‌ها ، موج شهاب بودم سرمىزد از كرانى شور پريدن من * با شعله‌هاى ابرى در التهاب بودم آيينه‌هاى دريا از بازتاب عشقم * تكرار مىشد و من غرق شتاب بودم با ضربه‌هاى دستى در خويش مىشكستم * در مشت‌هاى باران مثل حباب بودم سنگى در آب و ماسه مىبست ريشه و من * سرگشته در هواى تلخ سراب بودم در آشيان مهتاب ، بال ستاره وا شد * من خيره در نگاهش مثل عقاب بودم اگر شاعر نبودم اگر شاعر نبودم حلقه‌اى بردار بودم من * سكوتى تلخ از فريادها سرشار بودم من و شايد آتشى در شعله‌سوزيهاى بيهوده * غريبانه اسير وحشت يك غار بودم من اگر شاعر نبودم ساقه‌اى بىبرگ و بىريشه * گياهى تشنه در چنگال يك ديوار بودم من نه برقى تيزپا بودم ، نه رعدى گرم و توفنده * حبابى بر كف آبى و سنگين‌بار بودم من اگر شاعر نبودم مرغ بىبال تصوّرها * سقوط تلخ و نافرجامى از افكار بودم من صداى سوزناك نى زنى در دشت تنهائى * و يا غم‌ناله‌هاى ابر آتش‌خوار بودم من اگر شاعر نبودم ، تك‌درختى در كوير شب * طنين چوب‌دست خسته‌اى پرخار بودم من رسوب عشق و حس سردى يك روح مرجانى * و در آبىترين احساس بوتيمار بودم من اگر شاعر نبودم سنگ بودم ، سخت و بىسازش * و شايد آدمى ، امّا ز خود بيزار بودم من