سيد محمد باقر برقعى

193

سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي )

زن و مكتب زهراى اطهر عليها السّلام خوش بود زن را ز عصمت بر سر افسر داشتن * گوهر تقوا و عفّت زيب پيكر داشتن پيروى ننمودن از وسواس نفس بدسگال * روز و شب در دل رجا و خوف داور داشتن جان و پيكر را منزّه كردن از آلودگى * نى ز كين آيينهء دل را مكدّر داشتن كسب علم و معرفت فرمان ذات كبرياست * بهر كسب علم و دانش سعى بهتر داشتن جهد و كوشش پيشه كردن در پى كسب هنر * در شئون زندگى دست هنرور داشتن كنج محراب عبادت روى اخلاص و يقين * سجده اندر محضر خلّاق اكبر داشتن تابع زهراى اطهر بودن اندر كار نيك * بىريا در جان خود ، مهر پيمبر داشتن احترام عترت « طاها » بياوردن به‌جا * در دل ويرانه گنج حبّ حيدر داشتن انس با قرآن مُنزل طاعت احكام دين * مذهب اسلام را بر آستان سر داشتن دل نبستن بر عنايات كسى جز ذات حقّ * اجتناب از اينكه با يك دل ، دو دلبر داشتن دور از كبر و ريا و خودپسندى و لجاج * مهربان و باادب ، اكرام همسر داشتن نظم كار زندگى تعليم فرزندان خوب * با عبادت اين وظايف را برابر داشتن اين سعادتها « فرشته » كز خدايت شد نصيب * هست صد ، ره بهتر از خروارها زر داشتن كشتزار عمر هركه عشق ذات پاك كبريا در دل ندارد * جز ندامت كشتزار عمر او حاصل ندارد حل شود هر مشكلى با همّت مولاى مردان * پيرو صدّيق شاه اوليا مشكل ندارد با خلوص نيّت اندر وادى عرفان قدم نه ! * شاهراه عشق حقّ پاك است لاى و گل ندارد با صفاى جان و دل در بحر عشق حقّ شنا كن * گرچه اين بحرِ خروشانِ ولا ، ساحل ندارد چشم سر بربند و چشم دل به روى دوست بگشا * آنكه غير حقّ ببيند بينش كامل ندارد رهروان را در طريقت پير روشن راى بايد * مىشود گمراه آن كو مرشدِ و اصل ندارد پيرو پيغمبر و شير خدا و حكم قرآن * جان‌ودل را جز سوى آل على مايل ندارد بىشريعت از طريقت دم زدن امريست باطل * سالك بيداردل عزم ره باطل ندارد